ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٧٦ - شرح
مىگذارد» [١] بلكه به هنگام گذشت و نشاط نفس، آن را به عبادت وابدارد، مگر در عبادت واجب كه سهل انگارى در آن جايز نيست.
(٧٢٢٨٨- ٧٢٢٧٥) ٢٧- او را از اين كه مرگش فرا رسد در حالى كه از پروردگارش گريزان باشد، بر حذر داشته است. كلمه آبق گريزان را به اعتبار سرباز زدن وى از امر و نهى الهى در پى دنيا، استعاره آورده است.
(٧٢٢٩٧- ٧٢٢٨٩) ٢٨- از همدمى با بدان دورى كند، و از آن كار به وسيله قياس مضمرى بر حذر داشته است كه صغراى آن جمله فان الشّرّ بالشّرّ ملحق است، يعنى از آن رو كه براى تو نيز هم چون ديگر مردم رفيق بد، شرّى خواهد بود، زيرا رفيق دنبالهرو، رفيق است. و كبراى مقدّر آن نيز چنين است: و هر چيزى كه براى تو چنان پيامدى داشته باشد، نبايد آن را انجام دهى.
(٧٢٣٠٣- ٧٢٢٩٨) ٢٩- بزرگداشت و تعظيم خداوند و محبّت دوستان و اوليايش را در خود جمع كند كه اين دو، اصولى به هم پيوستهاند.
(٧٢٣١٤- ٧٢٣٠٤) ٣٠- از خشم بپرهيزد، و او را با اين عبارت از خشم برحذر داشته است:
«فانّه ... تا آخر». و خشم از آن جهت سپاه شيطان است كه از جمله چيزهايى است كه شيطان را بر قلب انسان وارد مىكند و از اين راه زمام اختيار او را به دست مىگيرد و در اختياردارى او هم چون پادشاهى مىگردد كه با سپاهى بزرگ وارد شهر شود، و اين عبارت صغراى قياس مضمرى است كه كبراى مقدّر آن چنين است: و هر آنچه، اين خصوصيّت را داشته باشد، بايد از آن دورى جست و توفيق به دست خداست.
[١] انّ هذا الدين متين، فاوغل فيه برفق و لا تبغّض فيه الى نفسك عبادة اللّه فانّ المنبتّ لا ارضا قطع و لا ظهرا ابقى. در مجمع البحرين بجاى: لا تبغض، لا تكرّه آمده است- م.