ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٧١ - شرح
بدين عقيده باشد و بدان عمل كند.
(٧١٩٦٨- ٧١٩٦٣) ٤- امور حقى كه پيش از او بوده است يعنى جريان گذشته روزگاران و حالات پيامبران با امتهايشان كه قرآن كريم نقل كرده است، باور و تصديق كند، تا بخوبى از آن درس عبرت بياموزد.
(٧١٩٨٩- ٧١٩٦٩) ٥- از گذشته دنيا براى آيندهاش عبرت بگيرد و گذشته را اصل و باقيمانده را فرعى از آن بداند و قدر مشترك بين آنها را به عنوان برهانى در نظر بگيرد، يعنى همان دگرگونى و ناپايدارى دنيا، تا در باره فرع، به حكم اصل، به حتمى بودن زوال و ناپايدارىاش داورى كند، امام (ع) به همين قدر مشترك توجه داده است آنجا كه فرموده: برخى از دنيا همسان برخى ديگر است و به آنچه كه در فرع هم حتمى است، با اين عبارت هشدار داده است: پايان آن به آغازش پيوسته است و تمامش از بين رفتنى و جدايى پذير است.
(٧١٩٩٨- ٧١٩٩٠) ٦- نام خدا را بزرگ شمارد، مبادا جز به حق به نام خدا سوگند ياد كند.
(٧٢٠٠٦- ٧١٩٩٩) ٧- بسيار به ياد مرگ و پس از مرگ باشد، زيرا ياد آنها بزرگترين پند دهنده و بازدارنده از دنيا پرستى است.
(٧٢٠١٣- ٧٢٠٠٧) ٨- او را نهى كرده است از اين كه مرگ را آرزو كند مگر با شرط محكمى از جانب خود كه به اطاعت و دوستى خدا اطمينان حاصل كند، زيرا بدون آن آرزوى مرگ از ابلهى و نادانى است.
(٧٢٠٢٤- ٧٢٠١٤) ٩- او را مأمور ساخته تا از هر كارى كه براى خود مىپسندد و براى ديگر مسلمانان نمىپسندد دورى كند، و اين مطلب در حقيقت نهى از آن است كه در بديها ديگران را و در خوبيها خودش را مقدم بدارد و اين سخن مانند سخن ديگر امام است: «براى مردم بخواه آنچه را كه براى خود مىخواهى و براى آنها مپسند آنچه را كه بر خود نمىپسندى» [١].
[١] أرد للناس ما تريد لنفسك و اكره لهم ما تكرهه لها.