ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٥٩ - جمله اصبحت منها
جاهاى بلند از قبيل قلّه كوههاى سرسخت را مىكند و در آنجا آشيانه مىسازد.
(٧١٦٥٦- ٧١٦١١) و بعد با منزّه داشتن خداوند پاك از اين كه معاويه، پس از امام، در كارى از امور مسلمين دخالت داشته، و يا در باره كسى عهدى و يا پيمانى را اجرا كند او را از خواسته خود منصرف كرده است. عقد مانند نكاح و معاملات و اجاره، و عهد، مانند بيعت، امان دادن به كسى، سوگند، و بر عهد گرفتن چيزى، يعنى هيچ كدام از اينها بر معاويه روا نيست. و پس از اين كه او را از خواسته خود نااميد كرده به وى دستور داد، تا خود را آماده نگرش در باره آن چيزى كند كه به مصلحت اوست، يعنى همان فرمانبردارى و اطاعت از امام، و او را در صورت كوتاهى در باره مصلحت خود به پيامد تقصيرش يعنى حمله بندگان خدا بر او، و بسته شدن درها بر روى او، و پذيرفته نشدن بهانهاى كه آن وقت پذيرفتنى بوده تهديد كرده است. توفيق از جانب خداست.