ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٥٨ - جمله اصبحت منها
ترشيح به كار برده است. و بعد امام (ع) شروع به بيان چگونگى نامه معاويه نموده و ابتدا آن را نكوهش كرده است. و چون محور نامه هم لفظ بوده است و هم معنى امام (ع) نخست به نكوهش از لفظ آن پرداخته است به اين ترتيب كه آن از نوع الفاظ در هم ريخته يعنى الفاظ گوناگونى بود كه قسمتى با قسمت ديگر ارتباط نداشت.
(٧١٥٨٦- ٧١٥٧٤)
عبارت: (ضعفت قواها عن السّلم)
يعنى نامه جنبه قوّتى نداشت كه باعث صلح و سازش شود. و به نكوهش معناى آن نيز بدين گونه اشاره كرده است كه افسانههايى سست بافته بود كه از جهت علمى استوار نبود، زيرا مايه علمى نداشت، و از نظر حلم و بردبارى نيز ضعيف بود از آن رو كه، از خشونتى برخوردار بود كه با حلم و بردبارى و همچنين با هدف صلح، سازش ندارد. كلمه: الحوك استعاره براى روشن سخن است.
(٧١٦١٠- ٧١٥٨٧)
جمله: اصبحت منها
صفت براى اساطير است. وجه شباهت معاويه به خائض (فرو رفته)، و خابط (خطاكار)، گمراهى و راه نيافتن به طريق حق بوده است همان طورى كه شخص فرو رفته در شنزار و مرتكب خطا در تاريكى چنين است.
سرانجام امام (ع) شروع به پاسخ دادن كرده است، چه قصد معاويه در نامه خود آن بود كه امام (ع) او را پس از خود به خلافت تعيين كند تا با امام بيعت كند، اين بود كه امام (ع) او را نخست به سبب چنين درخواستى كه شايستگىاش را نداشت، سرزنش كرده با اين عبارت: و ترقّيت ... العيّوق.
كلمه: المرقبة استعاره براى امر خلافت آورده شده است. با كلمه ترقّى و چهار صفت پس از آن صنعت ترشيح به كار رفته زيرا كه مرقبه ... جاى بلندى كه ستاره شناس بدان جا بالا مىرود بايد داراى چنان اوصافى باشد.
امام (ع) از ميان پرندگان عقاب را برگزيده چون اين پرنده است كه آهنگ