ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٣٤ - شرح عبارت اما بعد متبر
مأمور حفاظت آنها بودى، در حالى كه كسى آنها را حفظ نمىكرد و سپاه دشمن را از آنها دور نمىساخته، تدبيرى آشفته است. در حقيقت تو پلى براى عبور دشمنانت براى چپاول دوستانت گشتهاى، در حالى كه نه پشتوانه محكمى بودى و نه كسى از تو ترس داشت. نه گذرگاه غارتگران را بستى و نه شكوه دشمن را درهم شكستى، و نه كسى بودى كه مردم شهر خود را بىنياز كنى و نه از جانب فرمانده خود كارى انجام دادى و السلام».
(٧٠٧٣٥- ٧٠٦٦٠)
[شرح] عبارت: امّا بعد ... متبّر
بدان كه در آغاز نامه همان طور كه روش يك گوينده است، به طور اجمال، مىخواهد او را به خاطر انجام كارى و مسامحهاى كه از او سرزده و مهمتر از آن بوده است، سرزنش كند. آنگه هدف خود را از نامه به طور تفصيل بيان كرده است با اين عبارت: و انّ تعاطيك ... شعاع و آنگهى او را از چنين انديشهاى به دليل پيامدهاى فاسد و نارواييها برحذر داشته است:
١- بودن او به صورت پلى، لفظ: پل را به اعتبار عبور دشمن از قلمرو او به سمت هدفش استعاره آورده است. و بعضى: به جاى جسرا، حسرا روايت كردهاند، آن نيز مجاز است، از آن جهت كه پادگانهاى او از سربازهايى كه دشمن را تعقيب كند، تهى است، پس وى مانند پوشش و لباس جنگ بىفايده است.
٢- پشت استوارى ندارد، كنايه از اين كه او ناتوان است، و هم چنين هيبتى ٣- كسى كه گذرگاه مرز را نبسته.
٤- شكوه دشمن را درهم نشكسته.
٥- مردم شهرش را در دفع دشمنانشان بىنياز نكرده (اسباب دفاع از مردم را فراهم نساخته).
٦- و از جانب فرمانده خود كارى را انجام نداده.