ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣١٣ - عبارت و قد زعمتما انى قتلت عثمان
منفصله و در حقيقت چنين است: عمل شما از دو صورت، بيرون نيست: يا اين است كه شما از روى ميل و اراده بيعت كردهايد و يا از روى بىميلى و به اجبار.
امّا اگر صورت اوّل باشد، همان مورد نظر ماست، و نافرمانى شما را محكوم مىكند و بايد هر چه زودتر و پيش از آن كه اين معصيت در دل شما نفوذ كند به جانب خدا برگرديد و توبه كنيد. و امّا صورت دوم به سه دليل نادرست و باطل است:
١- لازمه اين عمل شما دورويى و نفاق است كه شما نسبت به من اظهار فرمانبرى و اطاعت كنيد و در باطن سر نافرمانى داشته باشيد، كه همين خود سبب مىشود كه راه اعتراض من به گفتار و رفتار شما باز باشد.
٢- شما دو تن نسبت به من از ديگر مهاجران به ترس و تقيه و پنهان داشتن نافرمانى سزاوارتر نبوديد، توضيح آن كه طلحه و زبير نيرومندترين مردم و از ديگران مهمتر بودند، بنا بر اين ديگر مهاجران به هنگام بيعت، و بعد از آن در بيعت شكنى، براى ترس و تقيّه سزاوارتر از آنها بودند.
٣- براستى، زير بار بيعت امام (ع) نرفتن آنها پيش از آن كه دست بيعت دهند، از پيمان شكنى و بيرون رفتن از بيعت بعد از پذيرش آن، آسانتر و قابل قبولتر بود. و اين سه بخش از سخنان امام مقدمات صغراى قياس مضمرى هستند كه كبراى اوّلى: هر چه باعث آن شود كه راه اعتراض بر شما باز شود، انجام آن بر شما حرام است و نبايد شما مرتكب آن شويد، و كبراى دومى: و هر كس از مهاجران كه در ادعاى خود، سزاوارتر از ديگران نباشد، در صورتى كه آنان ادّعايى نكردهاند، او نيز نبايد مدّعى شود. و كبراى سومى چنين است: و هر چه آسانتر و آمادهتر براى بهانه و عذر باشد نبايد آنها خود را در تنگنا و در موردى قرار دهند كه عذر و بهانهاى ندارند.
(٦٩٩٤٨- ٦٩٩٤٣)
عبارت: و قد زعمتما انّى قتلت عثمان
(به گمان شما من عثمان را