ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣١ - بحث اول استدلال بر وحدت آفريدگار است،
عَنْ أَنْ تَثْبُتَ رُبُوبِيَّتُهُ بِإِحَاطَةِ قَلْبٍ أَوْ بَصَرٍ- فَإِذَا عَرَفْتَ ذَلِكَ فَافْعَلْ- كَمَا يَنْبَغِي لِمِثْلِكَ أَنْ يَفْعَلَهُ فِي صِغَرِ خَطَرِهِ- وَ قِلَّةِ مَقْدِرَتِهِ وَ كَثْرَةِ عَجْزِهِ- و عَظِيمِ حَاجَتِهِ إِلَى رَبِّهِ فِي طَلَبِ طَاعَتِهِ- وَ الرَّهبَةِ مِنْ عُقُوبَتِهِ وَ الْخَشْيَةِ مِنْ عُقُوبَتِهِ- وَ الشَّفَقَةِ مِنْ سُخْطِهِ فَإِنَّهُ لَمْ يَأْمُرْكَ إِلَّا بِحَسَنٍ- وَ لَمْ يَنْهَكَ إِلَّا عَنْ قَبِيحٍ (٦١١٤٠- ٦١٠٣٥)
[ترجمه]
«و بدان اى پسرك من اگر پروردگارت شريك داشت، پيامبران او براى راهنمايى تو مىآمدند و آثار قدرت و تسلّط او را مىديدى و از افعال و صفات او آگاه مىشدى، امّا او خداى يكتاست چنان كه او خود را توصيف كرده است، كسى در تسلّط و قدرت، معارض او نيست و او هرگز زوال و فنا ندارد، و هميشگى است، او پيش از همه چيزها، آغاز بىآغاز است و پس از همه چيزها، آخر بىپايان است، بزرگتر از آن است كه آفريدگارىاش در محدوده دل و يا چشمى ثابت و محدود شود، حال كه از اوصاف و عظمت او آگاه شدى، آن چنان رفتار كن كه فردى همانند تو با ارزش كم و توان اندك و عجز فراوان و حاجت بسيار خود به پروردگار در كسب طاعت، و ترس از عقوبت و بيم از خشم و غضب او- شايسته است رفتار كند، زيرا او تو را فرمان نداده است مگر به نيكى و منع نكرده است جز از كار زشت و عمل قبيح.»
[شرح]
در اين بخش از وصيّت به دليل وحدانيّت آفريدگار بزرگ و قسمتى از صفات وى، و بعد بر آنچه كه شايسته انجام است با توجّه به عظمت پروردگار و با ملاحظه صفات ياد شده، اشاره فرموده است، بنا بر اين در اينجا بحثهاى مختلفى است:
(٦١٠٥٦- ٦١٠٣٥)
بحث اوّل: استدلال بر وحدت آفريدگار است،
و آن از يك قضيه شرطيه متّصله تشكيل شده است كه مقدّم آن: لو كان لربّك شريك «اگر براى پروردگارت شريكى بود و تالى آن: لأتتك رسله ... و لعرفت افعاله و اوصافه هر آينه