ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٩٦ - و ان كانت الرعية
(٦٨٨٧٦- ٦٨٨٦٩) هشتم: قسمتى از آسايش جسمى خود را در شبانه روز براى خدا، يعنى در راه طاعت و بندگى او صرف كند. مفعول دوم- چون معلوم بوده است- حذف شده، قرينه همان بودن شبانه روز است كه دو ظرف مكان براى افعال به قرينه ذكر بدن، مىباشند.
(٦٨٨٩٦- ٦٨٨٧٧) نهم: عملى را كه براى تقرّب به خدا انجام مىدهد، به طور كامل و بدون عيب و نقص باشد. كلمات كاملا، غير مثلوم، و بالغا هر سه حالند. و ما منصوب است بنا بر اين كه حرف مصدرى است و نصبش به وسيله كلمه: بالغا ...
است كه در ضمن سخنان امام (ع) آمده است: بالغا ما بلغ من القوّة و الطّاعة يعنى: هر چند كه فشار عبادت باعث فرسودگى بدنت گردد.
(٦٨٩٣٩- ٦٨٨٩٧) دهم: از جمله آدابى كه به امامت مردم در نماز جماعت مربوط مىشود، اين است كه در نماز خود حد وسطى را انتخاب كند، ما بين نماز طولانى كه طول دادن آن باعث نفرت مردم مىگردد، و بين كوتاه خواندن كه باعث تباه سازى اركان نماز و از بين بردن فضيلت آن مىگردد، و براى ردّ سنگينى و طولانى خواندن نماز به دليل عقلى و نقلى استدلال جسته است:
امّا دليل عقلى يك قياس مضمرى است كه صغراى آن عبارت است از: فانّ فى النّاس ... الحاجة زيرا ميان مردم افرادى وجود دارند كه بيمار و گرفتارند و كبراى مقدّر آن نيز چنين است: و هر جامعهاى كه افراد مزبور ميان آنها باشد نيازمند مدارا و سبك گرفتن است. و اما دليل نقلى، روايتى است كه از پيامبر خدا (ص) نقل كرده است، و جهت تشبيه نماز جماعت به نماز ناتوانترين نمازگزار، سبك گرفتن نماز به حفظ اركان و واجبات نماز است.
(٦٩٠٦٢- ٦٨٩٤٠) يازدهم: از جمله آداب سازنده براى اداره شهر، خوددارى از طول غيبت از انظار توده مردم است، و براى تشويق به خوددارى از آن عمل به چند جهت اشاره فرموده است: