ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٩ - مقصد چهارم او را مأمور به توجه و درك وصيت خود كرده
ثبات نيافته است و ما آن امور را چه آنها كه خير و يا شر بودنشان بر ما معلوم است و چه آنها كه معلوم نيست برشمرديم يعنى آفرينش دنيا ممكن نبوده است، مگر بر منوالى كه هست با همان خيرى كه مقصود با لذّات است و شرّى كه مقصود بالعرض است، و ضرورت كيفر اشخاص به خاطر گناهانى كه مرتكب مىشوند در عالم قيامت، گناهان همان شرّها است- به طورى كه در جاى خود ثابت شده است- كه ملازم با همان صورتهاى مادّى و صفات پست در دنيا هستند.
(٦٠٩٩٤- ٦٠٩٤٢) و عبارت امام (ع): فان أشكل تا آخر: يعنى اگر در يافتن رازى از اسرار قدر بر تو مشكل شد، و حكمت آن بر تو مخفى ماند، نبايد تصور كنى كه آن خالى از حكمت است، بلكه آن را بر نادانى خود حمل كن! زيرا تو در آغاز آفرينش خود نادان بودى سپس دانا شدى، چنان كه خداى متعال فرموده است:
وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً [١].
كلمه اوّل: منصوب است چون ظرف است، و جاهلا منصوب است بنا بر آن كه حال مىباشد. و اوّل به صورت مرفوع به عنوان مبتدا و جاهل هم مرفوع و خبر مبتدا، نيز نقل شده است.
سپس او را متوجّه امور زيادى كرده است كه در آغاز نسبت به آنها جاهل بوده و بعد آنها را درك كرده است تا وى امورى را كه حكمت آن را هنوز دريافت نكرده است همانند آنها قرار دهد. [يعنى روزى حكمت اين امور را هم درك خواهد كرد].
و بعد به او فرمان داده كه به خدا توكّل كند و در كارهايش به او پناه ببرد، و بندگى او را به جا آورد و توجه قلبى و دلبستگىاش به او باشد زيرا او
[١] سوره نحل (١٦) آيه (٧٨) يعنى: خداوند شما را از مادرانتان متولد ساخت در حالى كه چيزى نمىدانستيد.