ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٥٦ - ترجمه
بىثمر گردد.
(إجمام): آسوده كردن (معتمد): هدفدار (إعواز): تنگدستى، فقر (استنام الى كذا): بدان وسيله آرام گرفت (مترفّق): خواهان مداراى در كسب و تجارت (مطارح جمع مطرح): سرزمينهاى دور (بائقة): مصيبت، ناگوارى، سختى (غائلة): شرّ، بدى (احتكار): جلو منافع مردم را در هنگام نيازمندى گرفتن (بؤسى): سخت، شدت (قانع): گدا، سائل (معترّ): كسى كه بدون درخواست آماده پذيرش كمك است (صوافى، جمع صافيه): زمينى كه به غنيمت گرفته شده (تافه): ناچيز (اشخص همّه): همّت خود را از آن برداشت، بىتوجهى كرد (تصعير الخدّ): از روى خودخواهى صورت را برگرداندن (تقتحمه): (در انظار خوار است)، خوار مىشمارد او را (اعذر فى الامر): بهانهاى در موردى دارد
[ترجمه]
«و بدان كه رعيّت چند دستهاند كه كارشان انجام نمىگيرد مگر به كمك يكديگر، و از هم بىنياز نيستند، برخى از آنها سپاهيان خداوندند، و بعضى دبيران و منشيان عادى و محرمانهاند و بعضى ديگر داوران عدالتگستر و برخى كاركنانى كه با انصاف و مدارا رفتار مىكنند، و بعضى از مردم جزيه دهندگان و ماليات دهندگانند از اهل ذمّه و مردم مسلمان و گروهى از بازرگانان، صنعتگران، و برخى از طبقه پايين كه نيازمندان و تهيدستانند، و خداوند براى هر گروهى از اينان سهمى و بهرهاى معيّن كرده است، كه اندازه و مقدار آن را در كتاب خود و يا در سنّت پيامبرش- درود و سلام خدا بر او و بر خاندان او باد- مقرر كرده است كه در نزد ما [اهل بيت] محفوظ است.
امّا سپاهيان به امر خدا، براى مردم به منزله دژها، و براى حكمرانان باعث زينت و براى دين عزّت و وسايل آرامش و امنيّتند، و رعيّت پايدار نمىماند مگر به