ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٥٠ - عبارت ممن له مثل آرائهم،
باشند، بنا بر اين براى نيكوكار نيكى و براى بدكار بدى در نظر داشته باشد.
(٦٧٠٩٦- ٦٧٠٣٠) شانزدهم: او را نسبت به نيكى بر رعيت و سبكبار كردن آنان و مجبور نكردن بر چيزى كه حقى بر آنها نداشته، توجّه داده است، به دليل اين كه اينها باعث خوشبينى حاكم بديشان است كه خود مستلزم از بين رفتن رنجش و زحمت طولانى وى و آسايش از جانب ايشان است توضيح آن كه حاكم وقتى كه به مردم خوشرفتارى كند، مردم بيشتر به او علاقهمند شده و در باطن به محبّت و اطاعت گرايش پيدا مىكنند، و اين خود باعث خوشبينى وى به آنها گرديده و در نتيجه نيازى به زحمت در هواخواه ساختن آنها و احساس خطر از طرف آنها نمىكند، امام (ع) اين مطلب را با عبارت: و ان احقّ من يحسن ظنك به ... عنده مورد تأكيد قرار داده است.
(٦٧١١٤- ٦٧٠٩٧) هفدهم: او را از سنت شكنى نسبت به راه و روش نيكى كه بزرگان امّت قبل از او داشتهاند، و باعث انس و اتّحاد و به نفع مردم بوده است، برحذر داشته، زيرا اين باعث صدمه و فساد آشكارى در دين است.
(٦٧١٣٤- ٦٧١١٥) هيجدهم: وى را از پيش گرفتن روش نوى كه به سنّتهاى گذشته صدمه بزند، منع فرموده است. و به دليل نادرستى اين كار به وسيله قياس مضمرى اشاره كرده است، كه صغراى قياس عبارت: فيكون ... سنتها است، و ضمير در منها بر مىگردد به سننى كه ضرر بر آنها رسيده و اجر و مزد براى كسى است كه آن سنتهاى گذشته را به وجود آورده و سنّت جديد تو به آنها صدمه زده، و گناه سنّت شكنى به گردن تو خواهد بود. و كبراى مقدّر چنين است: پس هر چه آن چنان باشد سزاوار اجتناب است و بايد از آن دورى كرد.
(٦٧١٥٥- ٦٧١٣٥) نوزدهم: به مالك دستور داده است كه با دانشمند زياد رفت و آمد كند، يعنى راجع به احكام شرعى و قوانين دينى با آنها صحبت كند، و با مردمان دانا يعنى كسانى كه خداشناس، و در ميان بندگان و شهرها به اسرار الهى آشنا و به