ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٤٧ - عبارت ممن له مثل آرائهم،
حرص ناپسند را پيشه خود نسازد خداوند او را بدانچه مورد علاقه اوست و نسبت به آن حرص مىورزد نمىرساند در نتيجه او را وادار به حرص و آز مىگرداند و نفس آدمى چنين است.
پس اين سه دسته اخلاق ناپسند، به همان ريشه سوء ظن كه امام (ع) فرمود منتهى مىشوند.
(٦٦٩٠١- ٦٦٨٧٣) پانزدهم: چون از جمله كارهاى خوب انتخاب وزيران و دستياران است از اين رو امام (ع) هشدار داده است، هم نسبت به كسانى كه شايستگى براى انتخاب ندارند و هم نسبت به كسانى كه شايستهاند تا توجه و تمايل به انتخاب آنها بشود. غير شايستگان همان كسانى هستند كه پيش از وى وزير و شريك جرم حاكمان فاسد و شرور بودند و او را از اين كه چنين افرادى را از نديمان و خواص خود قرار دهد، نهى كرده است، و هم به وسيله قياس مضمرى كه صغرايش عبارت: فانّهم ... الخلف است او را برحذر داشته و كبراى مقدّر قياس چنين است: و هر كسى كه چنان باشد او را نديم خود قرار مده.
(٦٦٩٢٧- ٦٦٩٠٢)
عبارت: ممّن له مثل آرائهم،
تميز است براى كسانى كه بهتر از آن اشرار و افراد فاسدند و آنان افرادى هستند كه شايسته است از ايشان كمك خواهى شود، و هم دليل نيكى آنها نسبت به اشرار است، به اين معنى كه اين افراد تدبير و نفوذ كلامى همانند آنها در انجام امور دارند ولى گناهان و زشتيهاى آنها را ندارند، و ستمگرى را در راه ستمكارىاش يارى نكردهاند.
(٦٦٩٤٩- ٦٦٩٢٨) آن گاه امام (ع)، او را به وسيله قياس مضمرى تشويق فرموده است تا آنها را يار و ياور خود قرار دهد، كه عبارت: «اولئك اخف ... الفا» صغراى آن قياس است.
امّا اين كه آنان كم هزينهاند، از آن جهت كه آنها نسبت به هر مال يا وضعى كه سزاوار آنها نيست خويشتندارند بنا بر اين در مورد راضى كردن و يا