ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٣٩ - عبارت فانه لا يدي لك و رحمته
آن طور كه شايسته است باز مىدارد.
(٦٦٤٧٤- ٦٦٤٢٥)
و عبارت: يؤتى على ايديهم
(دستشان باز گذاشته شده است)، كنايه از اينست كه مردم معصوم نيستند بلكه آنها كسانى هستند كه خواه و ناخواه مرتكب گناه و لغزش مىشوند و دستورهاى فرمانروايان و مؤاخذه مردم به خاطر آنچه به عمد و يا خطا انجام دهند، به دست آنان انجام مىپذيرد كبراى قياس نيز در حقيقت چنين است: و هر كس آن چنان باشد، سزاوار است كه بخشيده شود و مشمول محبّت شخص بخشنده و مهربان قرار گيرد، و خطايش را با عفو و گذشت پاسخ دهند. امام (ع) مالك اشتر را به گذشت امر فرموده، همچون كسى كه دوست مىدارد كه خداوند با او به عفو و بخشندگى رفتار كند، كه اين بالاترين تشويق به گذشت و مهمترين كشش به سمت آن است. و همچنين عبارت: فانك فوقهم ... و ابتلاك بهم، ترساندن از خدا در مقام امر به گذشت و محبّت است، و خود، صغراى قياس مضمر ديگرى در اين باره است.
چهارم: او را از اين كه خود را در معرض نبرد با خدا قرار دهد، منع فرموده و مقصود از نبرد با خدا كنايه از درشتى نسبت به بندگان خدا و ظلم به آنهاست، مبارزه با خدا در باره مردم همان سركشى و نافرمانى اوست.
(٦٦٤٨٧- ٦٦٤٧٥)
عبارت: فانه لا يدي لك ... و رحمته
صغراى قياس مضمرى است كه بدان وسيله توجّه داده است بر اين كه ستم كردن به بندگان خدا و جنگ با خدا روا نيست، و نداشتن دست كنايه از نداشتن قدرت است. گفته مىشود: مالى بهذا لا مريد وقتى كه آن كار از كارهايى باشد كه در خور توان نيست. و حذف «ن» از كلمه: اليدين به دليل شبه مضاف بودن آن است، و بعضى گفتهاند به دليل كثرت استعمال است.
و كبراى مقدّر قياس نيز چنين است: و هر كس چنان باشد روا نيست كه خود را با ظلم به بندگان خدا در معرض جنگ با خدا قرار دهد.