ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٢٨ - شرح
أَمَرَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ إِيْثَارِ طَاعَتِهِ- وَ اتِّبَاعِ مَا أَمَرَ بِهِ فِي كِتَابِهِ مِنْ فَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ الَّتِي لَا يَسْعَدُ أَحَدٌ إِلَّا بِاتِّبَاعِهَا- وَ لَا يَشْقَى إِلَّا مَعَ جُحُودِهَا وَ إِضَاعَتِهَا- وَ أَنْ يَنْصُرَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِقَلْبِهِ وَ يَدِهِ وَ لِسَانِهِ- فَإِنَّهُ جَلَّ اسْمُهُ قَدْ تَكَفَّلَ بِنَصْرِ مَنْ نَصَرَهُ وَ إِعْزَازِ مَنْ أَعَزَّهُ- وَ أَمَرَهُ أَنْ يَكْسِرَ نَفْسَهُ مِنَ الشَّهَوَاتِ- وَ يَزَعَهَا عِنْدَ الْجَمَحَاتِ- فَإِنَّ النَّفْسَ أَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ اللَّهُ (٦٦٣٠٧- ٦٦٢٠٢)
[لغت]
(يزعها): باز دارد آن را
[ترجمه]
«به نام خداوند بخشنده مهربان اين فرمانى است كه بنده خدا على، امير مؤمنان به مالك بن حارث اشتر، در پيمان خويش با او، مقرّر فرموده، موقعى كه او را والى مصر كرد، تا ماليات آنجا را جمع آورد، با دشمن پيكار كند، و به اصلاح امور مردم آن سامان بپردازد و شهرهاى آنجا را آباد كند. فرمان مىدهد او را به تقوا و ترس از خدا، و پذيرش فرمان خدا به جان و دل، و پيروى از آنچه خداوند در كتاب خود از واجب و مستحب امر فرموده است كه هيچ كس به سعادت نمىرسد مگر به پيروى از آنها و هيچ كسى بدبخت نمىشود، مگر با انكار و تباه ساختن آنها، و ديگر آن كه خدا را با دل و دست و زبانش يارى كند، زيرا خداوند بزرگ بر خود واجب شمرده است كه هر كه او را يارى كند، يارى نمايد، و هر كس عزّت او را پاس بدارد، ارجمند گرداند. و او را فرمان مىدهد كه خواهشهاى نفسش را فرونشاند، و به هنگام سركشى نفس، آن را سركوب كند، چه آن كه نفس وادارنده به بدى است، مگر كسى را كه مورد لطف خداست.»
[شرح]
(٦٦٢٣٥- ٦٦٢٠٢) امام (ع)، اين پيمان را با يادآورى چند چيز كه هدف اصلى فرمانروايى و ولايت، مىباشد و نظام حكومت بدانها وابسته است، شروع كرده است، از جمله