ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٢٧ - فصل اول
(٢٠٥٢) ٥٢- از جمله عهد و پيمانهاى امام (ع) كه براى مالك اشتر نخعى- خدايش بيامرزد- آن را نوشته است، موقعى كه او را بر مصر، و توابع آن فرمانروا كرد،
در آن هنگام كه فرمانروايى محمد بن ابى بكر متزلزل گشته بود، و اين نامه طولانىترين و پرمحاسنترين و جامعترين نامهاى است كه آن بزرگوار نوشته است.
اين شخص همان مالك بن حرث اشتر نخعى از مردم يمن است، وى از جمله بزرگترين اصحاب امام (ع) و ياران با فضيلت و دلاورانى است كه آن حضرت در جنگها بدانها تكيه داشت. نقل كردهاند، طرمّاح وقتى بر معاويه وارد شد، معاويه به او گفت: به على بن ابى طالب بگو: من به تعداد دانههاى كنجد كوفه سرباز آماده كردهام و قصد حمله دارم. طرماح در جواب او گفت: على (ع) خروسى به نام اشتر دارد كه تمام اين دانههاى كنجد تو را از روى زمين مىچيند.
روحيه معاويه از اين سخن در هم شكست. در اين پيمان چند فصل است:
فصل اول
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللَّهِ؟ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ؟-؟ مَالِكَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ؟ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ- حِينَ وَلَّاهُ؟ مِصْرَ؟ جِبَايَةَ خَرَاجِهَا وَ جِهَادَ عَدُوِّهَا- وَ اسْتِصْلَاحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلَادِهَا-