ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٢٥ - شرح
و ميل خورشيد به جانب مغرب، آن گاه اندازهگيرى با آغل بز كرده و آن را اوّل ظهر دانسته است، با توجه بر اين كه وقت ظهر با اختلاف افق در شهرهاى مختلف تغيير مىكند.
(٦٦١٣١- ٦٦١١٦) دوم: وقت نماز عصر، و آن را به باقى ماندن خورشيد در حال روشنى و درخشندگى كه به دليل غروب به زردى نگرايد، تعيين كرده است. لفظ حياة حيّة را كه براى تابش خورشيد بر روى زمين- از باب تشبيه [به موجود زنده]- در قسمتى از روز، استعاره آورده است، و مقصود همان قسمتى و بخشى از روز است. و بعد، امام (ع) آن قسمت از روز را با مدّتى كه مسافر به طور عادى دو فرسخ راه را در آن مدت مىتواند بپيمايد، مشخّص كرده است.
(٦٦١٤٣- ٦٦١٣٢) سوم: وقت نماز مغرب كه به دو وسيله معرّفى فرموده است: يكى آنكه:
هنگام افطار روزهدار، يعنى وقت ناپديد شدن قرص خورشيد. دوم: موقعى كه حاجيان رهسپار مىشوند و از عرفات برمىگردند. به خاطر روشن بودن اين دو علامت و شناخت مردم طرف سخن امام (ع) با آن علامتها وقت مغرب را معرّفى كرده است.
(٦٦١٥٣- ٦٦١٤٤) چهارم: وقت نماز عشاء، آن را به رفتن سرخى آفتاب از طرف مغرب، معرّفى كرده است. و آخر وقت نماز عشاء را تا يك سوم از شب رفته تعيين كرده است، تنها پايان وقت نماز عشاء را تعيين فرموده است نه بقيه نمازها را، چون آخر وقت هر نماز از نمازهاى يوميه با اول وقت نماز ديگر روشن مىگردد، جز آخر وقت نماز عشاء كه پيوسته به شب است و آن هم نمازى از نمازهاى واجب ندارد، (٦٦١٦٢- ٦٦١٥٤) و اما آخر وقت نماز صبح كه مرزش را طلوع خورشيد تعيين فرموده است، آن هم واضح است.
پنجم: وقت نماز صبح، و تعيين آن، به موقعى كه شخص صورت رفيق و همراهش را ببيند و بشناسد و آن هنگام طلوع فجر دوم است، همان سرخى كه از