ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٢ - مقصد دوم به برترى خويشتن و كمالات علمى خود پرداخته است
هر دلى كه آن طور باشد، بايد قبل از هر چيز بذر ادب بر آن افشاند و نهال حكمت را در آن غرس كرد. از اين رو پيش از اين كه دل وى براى پيروى حق قساوت بگيرد و به امور باطل سرگرم شود، بايد اقدام به ادب او كرد.
(٦٠٥٥٠- ٦٠٥٠٤) سپس به انگيزه ديگرى از انگيزههاى نهايى براى اقدام كردنش به ادب اشاره فرموده است، و آن اين است كه با دقّت نظر و نهايت انديشه خود از آنچه اهل تجربه آزمودهاند استقبال كند تا براى وصول به هدفهاى علمى از رنج آزمايش و تجربه كارى معاف شود و از دانش تجربى، به آنچه كه اهل تجربه بدان رسيدهاند، برسد و بسا كه چيزى براى آنها تاريك بوده است امّا براى او روشن گردد. و فرق گذاشته است بين كسى كه از زلال دانش برخوردار مىشود و دانشش به گونهاى روشن و آشكار در دسترس قرار مىگيرد كه تنها زحمت كسب دانش در اين مورد برايش كافى است، و بين كسى كه تلاش و كوشش نموده و در راه تحصيل علم متحمّل زحمت گشته و با امواج سهمگين ترديدها و تاريكى شبهات روبرو شده است. تمام اينها مطالبى است كه در پذيرش وصيّت و عمل به محتواى آن يعنى حكمت و ادب، مؤثر است، زيرا ارباب تجربه اگر با همه سختيهايى كه در راه دانش وجود داشته، در تحصيل آن تلاش و كوشش كردهاند، پس براى او شايستهتر است كه بكوشد و بدون زحمت آن را به دست آورد.
(٦٠٥٩٠- ٦٠٥٥١)
مقصد دوم: به برترى خويشتن و كمالات علمى خود پرداخته است.
و آنگهى به اين مطلب كه او [يعنى: فرزندش] مورد نهايت توجّه و محبّت اوست و نيز به علوم و معارفى كه شايسته تعليم به فرزندش مىباشد، اشاره فرموده و بدان اكتفا مىكند و به چيز ديگرى نمىپردازد، و در نهايت هدف او از تمام اينها آماده ساختن وى براى پذيرش سخن خويش است. همان طور كه هدف يك سخنگو از ذكر فضيلت خود و ساير چيزهايى كه براى پذيرش مقصود خود لازم مىداند، آنست كه شنوندگان را قانع كند، از اين رو حضرت على عليه السلام، به