ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢١٣ - شرح
اول: دنيا باعث سرگرمى و اعراض از غير دنيا يعنى آخرت است و اين مطلب از آنچه گذشت روشن و آشكار است.
(٦٥٦٩٢- ٦٥٦٧٩) دوم: دنيادار به چيزى از دنيا نمىرسد مگر اين كه براى حرص و آز دنيا و فريفتگى آمادهتر مىگردد. و به همين مطلب اشاره فرموده است در حديث: «اگر فرزند آدم صاحب دو بيابان پر از طلا باشد در پى فراهم سومى خواهد بود و درون آدميزاد را چيزى پر نكند مگر خاك» [١].
(٦٥٧٢٤- ٦٥٦٩٣) سوم: دنيادار بدآنچه به دست آورده، از آنچه به دست نياورده است بىنياز نمىشود و اين خود از لوازم نقص دنياست، ديگر اين كه رسيدن به مقدارى از دنيا اگر باعث بىنيازى نشود، پس دنيا طلب هرگز روى بىنيازى را نخواهد ديد و بعد امام (ع) به دنبال آن چند مطلب را براى دورى و نفرت از دنيا بيان مىفرمايد:
١- به دنبال تحصيل مال دنيا، جدايى از مالى كه جمع آورى شده، خواهد رسيد.
٢- آنچه پابرجا و استوار كردهاند درهم خواهد شكست.
آن گاه امام (ع) بر ضرورت عبرت گيرى از گذشته عمر، يا از دگرگونيهاى دنيا و روزگاران گذشته براى بهرهگيرى از باقيمانده عمر، هشدار داده است كه مىتواند آن را هدر دهد و يا با تلاش و كوشش، سعادت اخروى را بدان وسيله تحصيل كند. توفيق از خداست.
[١] قال (ص): لو كان لابن آدم و اديين من ذهب لابتغى لهما ثالثا و لا يملاء جوف بن آدم الّا التراب.