ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٩٨ - شرح
سلام دادن، رفتار يكسان داشته باش، تا بزرگان و قدرتمندان به ستم تو چشم طمع نبندند و زير دستان و ناتوانان از عدالت تو نااميد نشوند.»
[شرح]
(٦٥٣٢٨- ٦٥٢٧١) نخست امام (ع) او را با سه مطلبى كه از جانب خود اعلام كرده، دلجويى نموده و براى پذيرش فرمانهايش آماده ساخته است، آن سه مطلب عبارت است از اين كه وى از جمله كسانى است كه امام (ع) براى حفظ دين از ايشان كمك مىطلبد و با آنان سركشى گنهكاران را در هم مىكوبد و مرزهاى ناامن را مىبندد.
كلمه اللّهاة [١] را استعاره آورده است براى آنچه از مرزهاى كشور كه در صورت باز بودن احتمال فساد در آنها مىرود و براى بستن آن نياز به سپاه و ساز و برگ است، از باب تشبيه به شيرى كه دهانش را براى دريدن شكار خود باز كرده است، آن گاه به دنبال آن به مطالبى از مكارم اخلاق دستور داده است:
اوّل: آن كه در هر كارى از كارهايش كه در نظر او مهمّ و بزرگ جلوه مىكند از خدا كمك بخواهد، زيرا زارى در پيشگاه او و كمكخواهى از او بهترين وسيله كمك بر رفع گرفتاريهاست.
دوم: آن كه سختى و درشتى را با نوعى از نرمى و ملايمت درآميزد، و هر سخن را در جاى خود به كار ببرد تا وقتى كه مدارا و نرمش مناسب است، نرمى و مدارا كند و هنگامى كه راهى جز درشتى و سختى نيست درشتى كند.
سوم: براى توده مردم بال خود را بگسترد، كنايه از فروتنى براى آنهاست.
چهارم: با رعيّت گشادهرو باشد، و اين عبارت كنايه از برخورد با گشادهرويى و چهره باز با رعيّت است نه در همكشيدگى و گرفته بودن چهره.
پنجم: آن كه پهلوى خود را براى آنان نرم گرداند، و اين كنايه از آسان
[١] در لغت به معناى زبان كوچك يعنى همان گوشتى است كه در انتهاى حلق قرار گرفته كه اگر نباشد نفس قطع مىگردد- م.