ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٩٧ - ترجمه
(٢٠٤٥) ٤٥- از جمله نامههاى آن حضرت به يكى از كارگزاران
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّكَ مِمَّنْ أَسْتَظْهِرُ بِهِ عَلَى إِقَامَةِ الدِّينِ- وَ أَقْمَعُ بِهِ نَخْوَةَ الْأَثِيمِ- وَ أَسُدُّ بِهِ لَهَاةَ الثَّغْرِ الْمَخُوفِ- فَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ عَلَى مَا أَهَمَّكَ- وَ اخْلِطِ الشِّدَّةَ بِضِغْثٍ مِنَ اللِّينِ- وَ ارْفُقْ مَا كَانَ الرِّفْقُ أَرْفَقَ- وَ اعْتَزِمْ بِالشِّدَّةِ حِينَ لَا تُغْنِي عَنْكَ إِلَّا الشِّدَّةُ- وَ اخْفِضْ لِلرَّعِيَّةِ جَنَاحَكَ وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ- وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَكَ- وَ آسِ بَيْنَهُمْ فِي اللَّحْظَةِ وَ النَّظْرَةِ وَ الْإِشَارَةِ وَ التَّحِيَّةِ- حَتَّى لَا يَطْمَعَ الْعُظَمَاءُ فِي حَيْفِكَ- وَ لَا يَيْأَسَ الضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِكَ (٦٥٣٥١- ٦٥٢٧١)
[لغات]
(نخوة): كبر و خودخواهى.
(اثيم): گناهكار (ضغث): پارهاى از چيزى كه با چيز ديگر مخلوط شده باشد و اصل اين واژه به معناى مشتى از خاشاك است كه خشك و تر توأمند.
(اعتزم بكذا): واجب شمرد و بدان پايبند شد.
[ترجمه]
«امّا بعد، تو از جمله كسانى هستى كه من براى حفظ دين از آنان كمك مىطلبم و به دست آنان سركشى بدكاران را درهم مىشكنم، و راه ترسناك مرزى را به يارى آنان مىبندم. بنا بر اين در هر كارى كه در چشم تو بزرگ جلوه كند از خدا يارى بطلب، سختى و ناراحتى را با مقدارى از نرمى و ملايمت بياميز، و آن گاه كه مدارا كردن مناسب است، به مدارا رفتار كن، و هنگامى كه سختى و سختگيرى به كار مىآيد، به درشتى و سختگيرى بپرداز. براى توده مردم فروتن و گشادهرو باش، و با آنان به خوشرويى رفتار كن و در نگاه كردن با گوشه چشم و نگاه خيره و اشاره و