ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٦٧ - ترجمه
(تكترش): پر مىكند شكمبهاش را
[ترجمه]
«امّا بعد اى پسر حنيف، به من اطلاع دادند كه مردى از جوانان بصره تو را به مهمانى عروسى دعوت كرده است و تو با شتاب به آن مهمانى رفتهاى و غذاهاى رنگارنگ گوارا در اختيارت بوده و كاسههاى بزرگ برايت مىآوردند، و من چنين گمانى نداشتم كه تو به مهمانى گروهى بروى كه نيازمندان را دور مىسازند و توانگران را دعوت مىكنند بنا بر اين در آنچه از آن خوردنيها كه ميل مىكنى خوب دقّت كن، و هر چه را كه حلال يا حرام بودن آن بر تو نامعلوم است، به دور بينداز و هر چه را كه به پاكى و درستى راههاى به دست آوردن آن، اطمينان دارى ميل كن.
بدان كه هر مأمومى امام و رهبرى دارد كه از او پيروى مىكند و از پرتو دانش او روشنى مىگيرد، آگاه باش كه رهبر شما از دنياى خود به دو جامه كهنه و از خوراكيها به دو قرص نان بسنده كرده است، هان، شما به عمل كردن بر روشى اين چنين ناتوانيد، ولى به تقوا و مجاهدت، پاكى و درستى مرا كمك كنيد. به خدا سوگند، از دنياى شما زرى نيندوخته و از غنايم آن ثروت فراوانى جمع نكردهام، و به علاوه جامهاى كه [در بر] دارم جامه كهنه ديگرى مهيّا نكردهام.
آرى از آنچه آسمان بر آن سايه افكنده است، فدك در دست ما بود كه در واگذاشتن آن به ما، گروهى بخل ورزيدند و گروه ديگر نيز دست از آن شستند.
خداوند نيكوداورى است! مرا به فدك و غير فدك چه كار، در حالى كه جايگاه انسان فردا قبرى است كه در تاريكى آن آثارش منقطع و خبرهاى مربوط به او گم مىشود، حفرهاى كه اگر زياد وسعت داشته باشد و دستهاى كسى كه آن حفره را مىكند گشايشى بخشد باز هم سنگ و كلوخ قبر او را بفشرد، و خاكهاى انبوه روزنههاى آن را پر كند، براستى كه من در اين انديشهام تا نفس خود را با پرهيزگارى تربيت كنم تا در روزى كه ترس و بيم آن فراوان است آسوده باشد، و در اطراف لغزشگاه استوار بماند در صورتى كه اگر بخواهم به عسل خالص و مغز گندم و پارچههاى ابريشمى دست پيدا كنم مىتوانم، امّا هيهات كه هواى نفس بر من