ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٥٨ - ترجمه
(٢٠٤٣) ٤٣- از جمله نامههاى امام (ع) به زياد بن ابيه آن گاه كه به او خبر دادند معاويه نامهاى به زياد نوشته و مىخواهد او را با پيوند دادن به خود بفريبد:
: وَ قَدْ عَرَفْتُ أَنَّ؟ مُعَاوِيَةَ؟ كَتَبَ إِلَيْكَ- يَسْتَزِلُّ لُبَّكَ وَ يَسْتَفِلُّ غَرْبَكَ- فَاحْذَرْهُ فَإِنَّمَا هُوَ الشَّيْطَانُ- يَأْتِي الْمَرْءَ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ- وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ- لِيَقْتَحِمَ غَفْلَتَهُ وَ يَسْتَلِبَ غِرَّتَهُ- وَ قَدْ كَانَ مِنْ؟ أَبِي سُفْيَانَ؟ فِي زَمَنِ؟ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ؟ فَلْتَةٌ- مِنْ حَدِيثِ النَّفْسِ- وَ نَزْغَةٌ مِنْ نَزَغَاتِ الشَّيْطَانِ- لَا يَثْبُتُ بِهَا نَسَبٌ وَ لَا يُسْتَحَقُّ بِهَا إِرْثٌ- وَ الْمُتَعَلِّقُ بِهَا كَالْوَاغِلِ الْمُدَفَّعِ وَ النَّوْطِ الْمُذَبْذَبِ (٦٤٤٧٨- ٦٤٤٠٧)
[لغت]
(غرب السيف): شمشير تيز شد.
[ترجمه]
«اطلاع يافتم كه معاويه نامهاى به تو نوشته تا عقلت را از راه برگرداند و در تيزهوشى تو رخنه كند، بنا بر اين از او برحذر باش زيرا او شيطانى است كه از پيش رو، پشت سر و از طرف چپ مؤمن مىآيد تا از فرصت غفلت او استفاده كند و ناگهان عقل او را بربايد. از ابو سفيان در زمان عمر بن خطاب سخن ناسنجيدهاى از روى هواى نفس و وسوسه شيطانى در آمد، نه با گفتن آن حرف نسبتى ثابت شده، و نه حق ارثى ثابت مىشود [١] و هر كس به چنان سخن نادرستى دلخوش
[١] اعراب جاهليت نسبت را با زنا هم درست مىدانستند، ولى در اسلام طبق قاعده «الولد للفراش و للعاهر الحجر» فرزند به نكاح مربوط است و زناكار از اين حق محروم است، چنين نسبتى براى كودك حاصل از زنا معتبر نيست- م.