ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٢٧ - سوم عبارت «و اما ما سئلت عنه »
ناديده گرفته و قطع كردند)، همچون علّت براى درستى نفرين بر قريش است، و همين جمله به منزله صغراى قياس مضمر نيز هست، و كبراى مقدّر چنين است: و هر كس مرتكب چنين اعمالى شود، او شايسته نفرين است.
مقصود امام (ع) از پسر مادرش، پيامبر خدا (ص) است، زيرا هر دو، پسران فاطمه، دختر عمرو بن عمران بن عائذ بن مخزوم، مادر عبد اللّه و ابو طالبند. ولى امام (ع) نفرمود: پسر پدرم، زيرا غير از ابو طالب، عموهاى ديگرش در نسبت به عبد المطّلب شركت داشتند.
بعضى گفتهاند: چون مادر امام (ع)، فاطمه بنت اسد، در زمان كودكى پيامبر (ص) موقعى كه آن حضرت يتيم و در كفالت ابو طالب بود، از او پرستارى مىكرد، پس در حقيقت به منزله مادر او بوده، از اين رو به مجاز پيامبر (ص) به عنوان پسر به او نسبت داده شده است [١].
(٦٣٥٤٠- ٦٣٤٥٩)
سوم: عبارت: «و امّا ما سئلت عنه ...»
(و اما آنچه را كه در مورد آن از من سؤال كردى، تا آخر) تقرير پرسش و پاسخ است و در اين بخش از نامه به چند مورد از فضايل خود، توجّه داده است:
١- به نيروى دينى خود نسبت به كسانى كه پيمان الهى را وقعى ننهاده و پيمان شكنى كردهاند.
٢- شجاعت خود را، كه نه انبوه مردم پيرامونش با وجود آن شجاعت، باعث زيادى عزّت، و نه پراكنده شدن آنها موجب ترس و وحشت او خواهد شد، و با وجود چنان شجاعتى، جايى براى ترس، ناتوانى و تسليم به دشمن نمىماند، ولى با اين همه، آن بزرگوار همچون گوينده آن شعر است. شعر به عبّاس بن
[١] نقل كردهاند، كه چون فاطمه همچون مادر مهربانى از پيامبر (ص) پرستارى مىكرد، از آن رو، پيامبر (ص) در باره او فرموده است: «فاطمة امّى بعد امّى» فاطمه: بنت اسد، بعد از مادرم (آمنه)، مادر من است- م.