ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١١ - شرح
وسيله نجات او مىگردد. مقصود از چنگ زدن، نگهدارى خود از عذاب خدا به وسيله تمسّك به اوست. سپس از وسيلهاى كه مطمئنتر از آن باشد، به طريق استفهام انكارى، جويا شده است و اطمينان بخشى آن را در حدّى شگفتآور دانسته است. و اين مطلب در معناى ملازمت امر خدا مندرج است به دليل آيه مباركه وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً [١].
(٦٠٢١٧- ٦٠٢١٥) پنجم: دستور داده است كه قلب خود را با موعظه زنده بدارد، صفت احياء را براى قلب عاريه آورده است به اعتبار كامل ساختن وى خود را به وسيله علم و عبرتى كه از موعظه به دست مىآيد چنان كه انسان به وسيله حيات به كمال مىرسد.
(٦٠٢٢٠- ٦٠٢١٨) ششم: اين سخن حضرت: فأمته بالزّهادة و آنچه را كه او مىميراند همان نفس امّاره است كه ميراندن نفس عبارت از درهم شكستن و بازداشتن آن از خواهشهايى است كه مخالف با عقل مىباشد، و آن از طريق ترك دنيا و نيز مطيع ساختن نفس از اين طريق به دست مىآيد. و احتمال دارد كه نفس عاقله مورد نظر باشد، و ميراندن نفس، همان بريدن از هواى نفس است.
(٦٠٢٢٣- ٦٠٢٢١) هفتم: أن يقوّيه باليقين: يعنى دل را از ناتوانى جهل بيرون كند تا بتواند به سوى افق عليّين و جايگاه نيكان حركت كند، و چون مرحله يقين مرتبه قوى و نيرومند علم مىباشد، مناسب بوده است كه آن را وسيله تقويت قلب قرار دهد.
(٦٠٢٢٦- ٦٠٢٢٤) هشتم: به وسيله حكمت دل را نورانى سازد. امام (ع) در اين عبارت كلمه (تنوير را استعاره از حكمت آورده است.) [يعنى به گونه تشبيه استعارى حكمت را به نور تشبيه كرده است، زيرا حكمت در تاريكيهاى جهل همچون كسى كه مشعلى در دست دارد، وسيله هدايت دل به راه خداست. قبلا با معناى حكمت
[١] سوره آل عمران (٣) آيه (١٠٣) يعنى: و همگان به ريسمان خدا چنگ بزنيد.