المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٢٣ - مبحث اسم غير منصرف
شارح گويد:
مراد اينست كه هراسمى كه مؤنّث بوده و از تاء تأنيث عارى است در صورت علم بودن غير منصرف است مشروط باينكه يكى از شرائط ذيل را دارا باشد:
يا حروفش بيشتر از سه تا باشد همچون: سعاد و عناق.
يا سه حرف داشته ولى عجمى باشد مانند: جور و حمص.
يا عجمى نبوده ولى حرف وسطش متحرّك باشد نظير: سقر و لظى.
يا حرف وسطش متحرّك نبوده ولى در اصل مذكّر بوده منتهى آنرا علم براى مؤنّث گذارده باشند همچون لفظ « زيد » كه اسم زن بوده نه مرد.
مبرّد و جرمى در علمى كه سه حرفى است دو وجهى كه در مسئله بعدى ذكر خواهد شد را جارى كردهاند و آندو وجه عبارتند از آنچه مصنّف بآن اشاره كرده و گفته است:
در كلمهاى كه مؤنّث بوده و فاقد مذكّر است يا فاقد عجمه مىباشد همچون « هند » دو وجه جايز است ولى منع از صرف شايستهتر مىباشد.
و حاصل مراد اينست كه در اسمى كه واجد خصوصيّات ذيل باشد از نحاة دو وجه دربارهاش نقل شده:
وجه اوّل آنكه غير منصرف است.
وجه دوّم آنكه منصرف استعمال مىشود.
خصوصيّات مزبور عبارتند از:
١- آنكه ثلاثى باشد.
٢- آنكه حرف وسط آن ساكن باشد.
٣- آنكه علم باشد براى مؤنّث.
٤- آنكه قبل از علم قرار دادن براى مؤنّث در اصل فاقد مذكّر يا فاقد عجمه باشد مانند كلمه « هند » كه تمام شرائط چهارگانها در آن موجود است لذا بدو نحو مىتوان آنرا استعمال كرد، هم منصرف و هم غير منصرف ولى بگفته مصنّف غير منصرف بودنش بهتر و شايستهتر است از اينكه منصرف بكار رود زيرا دو سببى كه موجب عدم انصراف هستند در آن موجود مىباشند و آنها عبارتند از:
١- تأنيث.
٢- علميّت.