المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٢٥ - مبحث اسم غير منصرف
نكند.
ب: آنكه بقاء وزن فعل در اسم با رويّه و طريقه فعل مخالف نباشد.
بنابراين كلمه « امرء » در صورت علم بودن اگرچه داراى وزن فعل است ولى در عين حال غير منصرف نيست زيرا اين وزن در آن ثابت نبوده بلكه عين الفعلش به تبع از لام الفعل تغيير مىكند فلذا در حال رفعى راء مضموم و در حال نصبى مفتوح و در حال جرّى مكسور مىگردد پس تنها در حال نصبى و جرّى اين كلمه وزن فعل را دارد امّا در حال رفعى كه راء مضموم است وزن فعل از آن زائل شده و بدين ترتيب چون واجد شرط نيست منصرف استعمال مىگردد.
و همچنين دو كلمه « ردّ » و « بيع » كه علم باشند اگرچه واجد دو سبب از اسباب منع صرف يعنى وزن فعل و علميّت هستند ولى معذلك منصرفند زيرا با طريقه فعل مخالف مىباشند چه آنكه ايندو وزن ماضى مجهول را دارند ولى طريقه ماضى مجهول آنست كه حرف اوّل مضموم و ما قبل آخر مكسور باشد در حالى كه ايندو حرف اوّلشان مضموم و ما قبل آخرشان ساكن است.
و همچنين كلمه « البب » از نظر اخفش منصرف است زيرا اگرچه بروزن « انصر » يعنى فعل مضارع مىباشد ولى چون فعل در اين مورد ادغام مىشود همچون « امرّ » و البب منفك از آن است لاجرم مخالف رويه فعل مىباشد از اينرو منصرف استعمال مىگردد.
مصنّف با وى به مخالفت برخاسته و گفته است كه غير منصرف مىباشد.
تنبيه
از كلام مصنّف اينطور فهميده مىشود كه وزن مختصّ باسم يا وزن غالب در آن يا وزنى كه فعل و اسم در آن با هم مساويند اثرى در عدم انصراف اسم ندارد.
و حقّ همين است و ما نيز با آن موافق هستيم ولى ابن عيسى بن عمرو در اين حكم مخالف بوده و گفته است:
فعل را وقتى نقل داده و علم براى شخصى قرار دهند غير منصرف است اعمّ از آنكه وزن آن مختصّ بفعل بوده يا چنين نبوده بلكه بروزن غالب در اسم آمده يا وزنى را داشته كه نسبت بفعل و اسم متساوى باشد.