منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٣
و به قول شاعر ديگر:
من به خود نامدم اينجا، كه به خود باز روم *** آن كــه آورده مــرا بـــاز بـــرد در وطنــم
٧. مال مشروع
قرآن مال حلالى را كه بر عهده بدهكار است، حق مى نامد و دستور مى دهد كه ديون و كليه مطالبات به وسيله نويسنده عادلى نوشته شود آنجا كه مى فرمايد:
(...وَلْيُمْلِلِ الَّذِى عَلَيْهِ الحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً فَإِنْ كانَ الَّذِى عَلَيْهِ الحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعيفاً أَوْ لا يَسْتَطيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِل وَلِيّهُ بِالعَدلِ...) (بقره/٢٨٢).
«آن كس كه بدهى بر ذمه او است نوشته را امضا كند و تقوا را پيشه خود سازد (و در پرداخت قرض بكوشد) و چيزى از آن نكاهد، و اگر مديون ، سفيه يا ناتوان باشد ولى او با رعايت كمال عدالت، نوشته را امضا كند».
اگر قرآن مال دنيا را حق مى خواند به خاطر كار و كوششى است كه صاحب آن در تحصيل آن به كار برده و شايستگى مالكيت و ذيحق بودن نسبت به آن را پيدا كرده است.
٨. مثل هاى واقع نما
افراد خردمند در محاورات خود از مثل كمك مى گيرند، ومثل امور نظرى را در قالب امور حسى ريخته ومطالب را در نظر مخاطب مجسم