منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٢
٢. ريشه مذهب در نهانگاه روح
از نظر متفكران، مذهب، ريشه عميقى در روح و روان انسان دارد، توجه به خدا و ماوراى طبيعت تجلى احساس درونى است كه با آفرينش انسان سرشته گرديده است بشر در تاريخ زندگى خود عادات ورسومى را پديد آورده، سپس آنها را به دست فراموشى سپرده است ولى هرگز مذهب را از قاموس زندگى حذف ننموده و با آن وداع نكرده است، و خاصيت تحول پذيرى او، درباره مذهب اثرى نگذارده است، وهمه اينها حاكى است كه مذهب ريشه عميقى در نهانگاه انسانى دارد.
روانشناسى امروز، حس مذهبى را يكى از چهار حس مى داند كه متن روان انسانى را تشكيل مى دهد، و اين چهار حس عبارتند از:
١. حس علم جويى و كنجكاوى.
٢. حس اخلاق و نيكوكارى.
٣. حس هنرجويى و زيباخواهى.
٤. حس خداجويى و مذهبى.
و آنان درباره هر چهار حس كه چگونه با روان انسان آميخته است، سخنان ارزنده اى دارند.
در اين صورت درست بر خلاف نظريه ماركس، خداجويى، يك نوع بازگشت به خويشتن، و الحاد و انكار خدا، يك نوع از خودبيگانگى است و اين حقيقت در آيه زير به روشنى بازگو شده است كه مى فرمايد:
(وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ...) (حشر/١٩)