منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٨
٢. اسرار و انگيزه هاى كارهاى مهم و مرموز
در سوره كهف سرگذشت موسى با يكى از بندگان خدا طى آيه هاى ٦٠ـ ٨٢ وارد شده است، موسى در مسافرت با اين مرد، آشنا مى شود، و براى بهره گيرى از علوم و معارف خدادادى او، از وى درخواست مى كند كه مصاحب او شود.
آن مرد الهى نخست از پذيرفتن درخواست موسى امتناع مىورزد و يادآور مى شود كه موسى توانايى صبر بر اعمال او را ندارد، سرانجام موسى قول مى دهد كه صبر و استقامت را پيشه خود سازد.
هم سفر موسى در طول سفر كارهاى عجيب و شگفت انگيزى انجام مى دهد كه هرگز با موازين عادى سازگار نمى باشد مثلاً آنگاه كه هر دو بر كشتى مى نشينند، او كشتى را سوراخ مى كند، ـ لذا ـ فوراً مورد بازخواست موسى قرار مى گيرد، او پاسخ مى دهد: من نگفتم كه تو را ياراى مصاحبت با من نيست يا وقتى در سرزمينى پياده مى شوند،جوانى را مى كشد باز مانند گذشته مورد اعتراض موسى قرار مى گيرد، هم سفر او نيز همان جمله را تكرار مى كند. آنان باز به مصاحبت خود ادامه مى دهند و در نتيجه وارد دهى مى شوند، و ديوارى را مشاهده مى كنند كه در حال فرو ريختن است فوراً به تعمير آن مى پردازد، وقتى براى بار سوم مورد بازخواست موسى قرار مى گيرد، جدايى قطعى خود را از موسى اعلام مى كند و با تشريح فلسفه كارهاى خود از او جدا مى شود.
وى درباره تخريب كشتى مى گويد: اين كشتى متعلق به گروه مستمندى بود كه از اين طريق امرار معاش مى كردند و سلطان ستم گرى بر سر راه ما بود و كشتى ها را مصادره و تملك مى كرد، من آن را معيوب ساختم تا در آن طمع