منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٧
فضاى وسيع است، هر كدام با خصوصيت ذهنى و انس قبلى خود درباره فضاى حياط مدرسه سخن مى گويند و هر دو راست و حقيقت مى گويند ولى از آن جا كه كوچكى و بزرگى يك امر نسبى است وواقعيت و عينيتى جز نسبت ندارد مى تواند هر كدام در ظرف خود راست واستوار باشد، ولى اگر بنا شد هر دو نفر درباره متراژ حياط سخن بگويند متراژ حيات در نظر هر دو از پانصد متر تجاوز نمى كند و چون يك واقعيت بيش ندارد، يك حقيقت بيش نيز نخواهد داشت.
خلاصه آن جا كه اين دو نفر با خصوصيات ذهنى خود درباره فضاى حيات قضاوت كنند ممكن است هر دو قضاوت به دو اعتبار صحيح باشد، ولى آنجا كه در قضاوت خود از چنين خصوصيات صرف نظر كنند و با خود واقع سر و كار پيدا كنند، و به علم و آگاهى خود از ديده واقع نمايى بنگرند، مثلاً بخواهند مساحت واقعى زمين را معين كنند، قطعاً يكى، بيش حقيقت نخواهد بود.
درباره دو احساس مختلفى كه به انسان دست مى دهد جريان از اين قبيل است، دستى كه در ميان آب گرم قرار دارد، از حرارت آن متأثر مى شود و حرارت آب روى اعصاب دست اثر مى گذارد همچنين دست ديگرى كه در ميان آب سرد قرار دارد، سردى آب، روى اعصاب دست اثر گذارده و آن را متأثر مى سازد.
اگر هر دو دست خود را در ميان آب ملايم وارد كنيم دو احساس مختلف به ما دست مى دهد اين احساس مختلف مربوط آب سوم نيست يعنى آب سوم هم گرم و هم سرد نيست بلكه مربوط به تأثر است كه هر دو دست از آب خارج پيدا كرده اند اگر مى گوييم اين آب هم سرد است و هم گرم به يك