منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٨
از اين نظر از جمله تحولاتى كه در آغاز قرن چهاردهم هجرى درباره تفسير پديد آمد همگانى شدن جلسات تفسير، و آشنا ساختن توده مردم با اين كتاب بوده است، و در اين زمينه در اقطار كشورهاى اسلامى (مصر، سوريه، عراق، پاكستان و ايران) تفاسيرى نوشته شد وجلساتى تشكيل گرديد، كه هدف از آنها، آشنا ساختن عموم مردم با قرآن بوده است.
در اين جا لازم است به گونه اى راه و روش تفسير صحيح را ارائه كنيم، تا از اين طريق به كمك شيفتگان فهم مفاهيم و معارف به پند قرآن بشتابيم.
تفسير قرآن به معنى واقعى به نحوى كه مفسر در فهم معنى آيه، اجتهاد و كوشش را در پيش گيرد، نه اين كه به پيروى از ديگران آيه را تفسير نمايد، در گرو تحقق شرايط و رعايت امورى است كه هم اكنون به آنها اشاره مى كنيم:
١. آگاهى از قواعد زبان عربى
نخستين پايه براى تفسير قرآن اين است كه يك فرد مفسر بايد از قواعد زبان عربى كاملاً آگاه باشد تا در سايه آگاهى از آن بتواند فاعل را از مفعول، ظرف را از مظروف، حال را از ذو الحال، معطوف را ازمعطوف عليه به خوبى تميز دهد، اين نه تنها قرآن است كه به يك چنين كليد نياز مبرم دارد بلكه استفاده از هر كتابى به هر زبانى نوشته شده باشد در گروه آگاهى از گرامر آن زبان مى باشد، چه بسا اشتباهاتى در معنى آيه رخ مى دهد كه ريشه آن عدم آگاهى از قواعد زبان عربى است.
اين شرط آنچنان روشن است كه خود را از هر نوع سخن گفتن پيرامون آن، بى نياز مى دانيم.