منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٩
مقصود از آن آيات مربوط به عالم برزخ و قيامت ومانند آنها است، باز مى گردد، چنان كه مى فرمايد:
(وَلَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتاب فَصَّلْناهُ عَلى عِلْم هُدىً وَرَحْمَةً لِقَوم يُؤْمِنُونَ * هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ تَأْويلَهُ يَوْمَ يَأْتِى تَأْويلُهُ...) [١] (اعراف/٥٢ ـ ٥٣).
«ما كتابى براى آنها آورديم كه با كمال آگاهى آن را شرح داديم، كتابى كه مايه هدايت و رحمت براى جمعيتى است كه ايمان دارند، آيا آنان انتظار دارند كه م آل و سرانجام آن كتاب را مشاهده كنند(آنگاه ايمان بياورند!) روزى، اين كار انجام مى گيرد».
و در سوره يونس مى فرمايد:
(أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَة مِثْلهِِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ * بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمّا يَأْتِهِمْ تَأْويُلهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ...)(يونس/٣٨ ـ ٣٩).
«بلكه آنان مى گويند: پيامبر به دروغ قرآن را به خدا نسبت داده است بگو اگر راست مى گويند، سوره اى مانند آن بياورند و همه افراد جز خدا را به كمك بطلبند (تصور نشود كه آنان قرآن را از روى آگاهى انكار مى كنند) بلكه آنان چيزى را تكذيب كردند كه احاطه علمى به آن ندارند، وواقعيت آن براى آنان نيامده و آشكار نگشته است، پيشينيان نيز اين چنين تكذيب كردند».
[١] درگذشته براى اين كه «همه قرآن تأويل دارد»معنى ديگرى نيز يادآور شديم و آن اين كه مقصود از آن، مشاهده حقايقى است كه قرآن از آنها خبر مى دهد مانند: بهشت و دوزخ و امور مربوط به «برزخ»و اين معنى با آنچه كه اكنون مى خوانيد تفاوت روشنى دارد و اين دو معنى با هم تضاد و منافاتى ندارند، هيچ مانعى ندارد كه مجموع قرآن دو نوع تأويل داشته باشد كه يكى مربوط به عينيت هاى خارجى باشد و ديگرى از قبيل امور فكرى و ذهنى به شمار رود.