منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٩
گواه هايى از قرآن
مطلب ياد شده يك حقيقت ملموسى است كه هر مفسرى آن را از نزديك لمس مى كند، و هر انسان واقع گرا را قانع مى سازد. گذشته از اين، قرآن به روشنى گواهى مى دهد كه قرآن به بيان رسول گرامى نياز دارد زيرا پيامبر علاوه بر اين كه بايد قرآن را بر مردم تلاوت كند بايد مقاصد آن را نيز تبيين كند. ما در اين جا نمونه هايى از قرآن را متذكر مى گرديم و از بسط و تفصيل آن خوددارى مى كنيم:
١.(وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون) (نحل/٤٤).
«قرآن را به تو فرو فرستاديم تا آنچه را كه بر مردم نازل شده است بيان كنى تا آنها بينديشند».
دلالت آيه بر مقصد ما در صورتى روشن مى شود كه بدانيم كه آيه، مأموريت پيامبر را با لفظ «لتبين» بيان مى كند و مفاد آن غير از مفاد «لتقرأ» است. يعنى پيامبر دو مأموريت دارد:
١. آيات قرآن را بخواند.
٢. آيات قرآن را بيان ومقاصد آنها را روشن سازد و هدف اين آيه و امثال آنها، همه آيات قرآن نيست بلكه آن قسمت از آيات قرآن است كه بدون بيان رسول گرامى ويا جانشينان او اطلاع از مفاد ويا از تمام خصوصيات آنها امكان پذير نيست مانند آيات مجمل از آيات احكام و يا آياتى كه تبصره و استثنا دارند.
٢. (لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ * إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَقُرآنهُ * فَإِذا