منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٢
مى كوشيدند كه نقشه هاى پيامبران را در راه مقاصد خود، نقش بر آب سازند، آنان را از موفقيت در امر هدايت باز دارند.
قرآن مجيد به اين حقيقت در آيه ياد شده در زير اشاره مى فرمايد:
(وَكَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىّ عَدُوّاً شَياطِينَ الإِنْسُ وَالجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلى بَعْض زُخْرُفَ القَولِ غُروراً...) (انعام/١١٢).
«براى تمام پيامبران دشمنانى از شياطين انس و جن قرار داديم و براى فريب مردم گفتارهاى آراسته، به يكديگر القا مى كنند».
پيامبر اسلام نيز، از اين قانون مستثنى نبود، وى براى پيشبرد مقاصد دينى خود، تقديرها ونقشه ها داشت و براى تحصيل آرزوهاى خود، مقدماتى مى چيد، ولى سرانجام با مخالفت مردم و مداخله شيطان از طريق وسوسه در دل مخالفان روبرو مى گرديد، و فعاليت و نقشه هاى او براى مدتى خنثى مى گشت ولى سرانجام در پرتو عنايات خدا از ميان برداشته مى شد، و پيامبر به آرزوى خود كه پيشبرد مقاصد الهى است مى رسيد.
اينك تجزيه و تحليل جمله هاى آيات:
١. (وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُول وَلا نَبِىّ) .
«هيچ رسول و پيامبرى را اعزام نكرديم»، مگر اين كه همگى در مطلب زير مشترك بودند.
٢. (إِلاّ إِذا تَمَنّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِى أُمْنِيَّتِهِ).
«هر وقت تمنى و آرزويى مى كرد و نقشه اى مى ريخت تا نتيجه اى بگيرد; به عبارت ديگر: وجود خارجى خواسته خود را فرض و مقدر مى گرفت، فوراً شيطان درخواسته هاى او مداخله مى كرد».