منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩
امير مؤمنانعليه السَّلام آيات و علوم قرآن را در حديثى به نوعى تقسيم كرده است.[١]
جالب توجه اين كه رشته تأليف و نگارش در هر يك ازاين علوم ودانش ها كه همگى به منظور درك مفاهيم آن تدوين شده اند، در هيچ زمانى از تكامل باز نايستاده و رشته نگارش در همگى مستمر و پيوسته بوده است واگر مجموع كتابهاى انديشمندان اسلامى در اين خصوص در نقطه اى گردآورى شود، عظيم ترين كتابخانه را تشكيل مى دهد، و اگر كتابهايى كه به طور مستقل درباره قرآن نوشته شده، به آنها ضميمه گردد، عظمت اين كتاب آسمانى، تجلى بيشترى پيدا كرده و هر انديشمندى، انگشت تعجب وحيرت به دندان مى گزد و با خود مى گويد:
«قرآن چه اقيانوس ناپيدا كرانه اى است كه هيچ شناورى به ساحل آن نمى رسد و نمى تواند حد و مرز آن را تعيين كند».
تنها از طرف دانشمندان شيعه صدها تفسير [٢] بر قرآن نوشته شده و قسمتى از آنها بر اثر مرور زمان از بين رفته و قسمتى به صورت مطبوع و مخطوط در كتابخانه هاى جهان محفوظ مانده است و اگر تفاسيرى كه از طرف دانشمندان اهل تسنن بر آن نوشته شده به آنها ضميمه گردد، عقل و خرد درباره قرآن مبهوت و مدهوش مى گردد و با خود مى گويد: چه كتاب بديع و اعجاب انگيزى است كه اين همه جاذبه دارد، چه فضاى بى كرانى است كه براى آن نمى توان افقى تعيين كرد و چه آسمان پر ستاره اى است كه براى ستاره هاى آن شمارشى نيست؟
[١] بحار الانوار:١٩/٩٤ـ ١١٩، باب ١٢٨، چاپ كمپانى.
[٢] به «الذريعة»، ج٤، صفحات ٢٣١ـ ٣٤٥ مراجعه فرماييد.