منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٧
قرآن اين نوع واقعيت عينى را تأويل خواب دانسته و لفظ تأويل را در واقعيت هاى تكوينى بكار برده است.
د: تعبير خواب خود يوسف
ماجراى جدايى يوسف از پدر و مادر خود به پايان مى رسد سرانجام پدر و مادر و برادران به مصر مى آيند و همگى براى يوسف سجده مى كنند، در اين موقع يوسف، سجده پدر و مادر و برادران را تعبير خوابى مى داند كه خود او در دوران كودكى ديده و براى پدر نقل كرده بود و خلاصه آن اين بود كه در عالم رؤيا ديده بود كه آفتاب و ماه و يازده ستاره بر او سجده مى كنند. واقعيت اين خواب، همان سجده پدر و مادر و يازده برادر بود، كه پس از گذشت ساليانى تحقق پذيرفت[١] و قرآن يك چنين واقعيت هاى خارجى را «تأويل» مى نامد، چنان كه مى فرمايد: (...يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُؤْياىَ) (آيه١٠٠) و باز مى فرمايد: (...وَعَلَّمْتَنى مِنْ تَأْوِيلِ الأَحادِيثِ...)(آيه ١٠١).
تا اين جا يك قسمت از آياتى كه در آنها تأويل وارد شده است مورد بررسى قرار گرفت وروشن شد كه حقيقت تأويل در اين موارد درباره واقعيت خوابها به كار رفته است كه همگى جنبه عينى دارند و از قبيل مفاهيم ذهنى نيست. اكنون بايد ديگر آياتى را كه لفظ تأويل در آنها وارد شده است مورد بررسى قرار دهيم.
[١] يوسف/١٠٠ـ ١٠١.