منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٤
حيطه حق محض خارج مى باشند.[١]
قسمتى از آياتى كه خدا را به «حق» توصيف مى كند همان بود كه از سوره هاى حج و لقمان تحت شماره هاى ٦٢ و٣٠ نقل كرديم در آيات ديگرى نيز خدا به عنوان حق مطلق توصيف شده است مانند:
(فَذلِكُمُ اللّهُ رَبُّكمُ الحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنّى تُصْرَفُونَ) (يونس/٣٢).
«اين چنين است پروردگار حق شما، و پس از حق، جز گمراهى چيزى نيست، كجا مى رويد».
(...وَ يَعْلَمُونَ انَّ اللّهَ هُوَ الحَقُّ المُبِينُ)(نور/٢٥).
«مى دانند كه خدا، حق آشكار است».
(هُنالِكَ الولايةُ للّهِ الحَقِّ...)(كهف/٤٤).
«آنجا حكمفرمايى از آن خداى حق است».
(فَتَعالَى اللّهُ المَلِكُ الحَقُّ ّ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ...)(مؤمنون/١١٦).
«بالاتر و برتر است فرمانرواى حق، جز او خدايى نيست».
جهان در چشم انداز عارف
در حالى كه در تقسيم هستى وواقعيت به واجب و ممكن، يا به موجود مستقل و غير مستقل، نمى توان وجود ممكنات را انكار كرد يا آنها را موجودات مجازى دانست، و براى آنها واقعيتى قائل نشد، بلكه همان طور كه يادآور
[١] تقسيم حق و باطل به مطلق و نسبى، ارتباطى به نسبى بودن صدق و كذب قضايا در علم منطق ندارد و مطلب بر افراد آگاه، پنهان نيست.