منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٢
از آلودگى است، باشد.
هر چند فخر رازى اين دو جمله را به گونه ديگر تفسير كرده و مى گويد: مقصود از (هاجروا) كسانى است كه به اختيار، ترك زادگاه كرده و مقصود از (أخرجوا) كسانى است كه به اجبار ترك وطن گفته اند.
ولى مؤيد مطلب قبل، رواياتى است كه پيرامون اين نوع از مهاجرت وارد شده آنجا كه فردى از پيامبر سؤال مى كند كه كدام يك از دو نوع مهاجرت افضل است، پيامبر مى فرمايد:
«أن تهجر ما كره ربّك»[١].
«آنچه را كه خدا آن را دوست نمى دارد ترك كنى».
در حديثى از امير مؤمنان چنين وارد شده است كه فرمود:
«يقول الرجل هاجرت ولم يهاجر إنّما المهاجرون الّذين يهجرون السّيئات ولم يأتوا بها».[٢]
«مردى مى گويد: من از زمين شرك به سرزمين اسلام مهاجرت كرده ام، نه! چنين فردى مهاجرت نكرده است(چون هدف از مهاجرت كه پاكى از گناه است حاصل نشده است) مهاجران كسانى هستند كه گناهان را ترك كنند و انجام ندهند».
و در برخى از روايات از پيامبر گرامى صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم نقل شده است كه آن حضرت فرمود:
«لا تنقطع الهجرة حتى تنقطع التوبة».[٣]
«مهاجرت تا لحظه اى كه درِ توبه باز است، قطع نمى شود».
[١] جامع الاصول ابن اثير: ١٢/٢٦٢.
[٢] سفينة البحار:٢/٦٩٧.
[٣] جامع الأُصول:١٢/٢٦١.