منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٨
و بسيار محدود است، و روى اين اساس، درباره حق و باطل گفته شده است:للحقّ دولة وللباطل جولة.
حق از طريق «تداول» و دست به دست گشتن، پايدار است و باطل فقط نمايشى زودگذر دارد.
ب: ارائه نمونه هاى بارزى از هر دو كه برخى از آنها ملموس انسان مى باشد. قرآن در معرفى حق و باطل، اين راه را نيز برگزيده و «خدا» و «قرآن» را به عنوان نمونه هاى برگزيده حق مطرح كرده است.
ج: تشريح ويژگى هاى حق و باطل كه مى تواند معرف واقعيت هر دو باشد و قرآن اين راه را نيز پيموده و ما نيز پيرامون آن بحث خواهيم كرد. اكنون به توضيح هر سه جهت مى پردازيم.
١. مفهوم حق و باطل در فرهنگ هاى عربى
ريشه شناس معانى لغت عرب درباره لفظ «حق» مى گويد:
«له أصل واحد يدل على أحكام الشىء وصحته وهو نقيض الباطل ثمّ يرجع إليه كلّ فرع بجودة الاستخراج».[١]
لفظ حق، ضد باطل است و يك ريشه كه حاكى از اتقان و پايدارى شىء است، بيش ندارد و تمام معانى به ظاهر مختلف آن، با دقت به همين يك معنى برمى گردد، آنگاه در معنى «باطل» مى نويسد: باطل يك معنى بيش ندارد و آن بىواقعيتى است كه ملازم با ناپدارى و كوتاهى مكث و بقاى آن
[١] مقاييس اللغة: ٢/١٥.