منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٩
مى باشد، در اين صورت مى توان گفت كه ظلمت نيز مخلوق خدا است. امّا مخلوق بالعرض و بالتبع.
فرض كنيد كسى برا ى چاپ عكسى، تمام منافذ نور را در تاريكخانه مى بندد، در اين صورت صحيح است گفته شود : فلانى اتاق را تاريك كرده و ظلمت را به وجود آورده، هر چند او مستقيماً تاريكى را به وجود نياورده، بلكه كارى انجام داده كه نتيجه آن پديد آمدن تاريكى است.
نسبيت ظلمت ها
گذشته از اين، ظلمت ها غالباً ظلمت مطلق نيست، بلكه با نور كم رنگ و ضعيفى از ستارگان يا منابع ديگر نور، آميخته مى باشد، و آيه مى خواهد بگويد خداوند براى ما روشنى روز و تاريكى شب را كه اولى نور نيرومند و ديگرى نور ضعيف است قرار داده، و يك چنين ظلمت، مخلوق خدا است.
البته همان طور كه يادآور شديم، غالباً ظلمت ها، ظلمت نسبى است ولى هميشه چنين نيست زيرا گاهى ظلمت، صورت ظلمت مطلق است مانند «رحم» مادر كه قرآن از آن به «ظلمات ثلاث» تعبير مى آورد آنجا كه مى فرمايد:
(...يَخْلُقُكُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلقاً مِنْ بَعْدِ خَلْق فِى ظُلُمات ثَلاث...) (زمر/٦).
«شما را در شكم مادرانتان با تحولات گوناگون در سه تاريكى «مشيمه» ، «رحم» و «بطن» مى آفريند».
چرا نور، مفرد و ظلمت جمع؟
از اين بيان پاسخ يك پرسش ديگر نيز روشن مى گردد و آن اين است كه