منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٨
ظلمت وتاريكى است.
زيرا مقصود از ايمان، اذعان به يك رشته از واقعيات خلل ناپذير مانند خدا و سراى جاويدان، و فرشتگان و پيامبران و كتابهاى آنها است، يك چنين اذعان به خاطر حقيقت بودن، عين نور و روشنى مى باشد، در حالى كه «كفر» به معنى انكار اين حقايق مسلم، عين ظلمت و تاريكى است. البته مقصود اين نيست كه هر اذعانى مايه روشنى و هر انكارى مايه تاريكى است، بلكه مقصود آن نوع اذعان هاى استوار، و انكارهاى نااستوار است كه يكى را ايمان و ديگرى را كفر مى ناميم.
اين نه تنها ايمان و كفر است كه توأم با روشنى و تاريكى مى باشند، بلكه بينش هاى ايمانى و الحادى نيز داراى چنين حالتى مى باشند، بينش ايمانى به خاطر استوارى ايمان روشن گرانه است و در حالى كه بينش الحادى، با ظلمت و تاريكى همراه مى باشد و سرچشمه يكى از بينش ها، نور، و ديگرى ظلمت است. وچنين سرچشمه هايى، بى تأثير در بينش ها و آنگاه در روش ها نخواهد بود.
در اين جا آياتى را يادآور مى شويم كه ايمان و يا بينش ناشى از ايمان را «نور» و نقطه مقابل آنها را «ظلمات» خوانده است مانند:
(اللّهُ وَلِىُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوليائُهُمُ الطّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّور إِلَى الظُّلُماتِ...) (بقره/٢٥٧).
«خداوند سرپرست افراد با ايمان است آنها را از تاريكى ها به روشنى بيرون مى برد، ولى افراد كافر، طاغوت است آنان را از روشنى به تاريكى، وارد مى سازند».