منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٦
است تا آنان نيز از علم تأويل بهره داشته باشند، و يا اين جمله بريده از جمله قبلى است و اين گروه داراى چنين علمى نمى باشند.
در اين مورد قرآن در توصيف اين گروه لفظ ( الراسخون فى العلم) رابه كار گرفته و بر آن تكيه كرده است.
اتخاذ چنين عنوانى (استوارى در دانش) براى موضوع با آگاهى از تأويل مناسب است نه با ناآگاهى و فقط ايمان به صحت انتساب آيه متشابه به خدا.
اگر وظيفه اين گروه فقط اعتقاد به صحت آيات خدا باشد، در اين صورت، معرفى آنان به صورت (الراسخون فى العلم)چندان زيبا نمى باشد.
همگى ديديم كه قرآن دانشمندان يهود را كه آگاهى كامل از تورات و نشانه هاى پيامبر خاتم داشتند (الراسخون فى العلم) ناميد و اين به خاطر اين است كه آنها از حقانيت دعوت پيامبر گرامى صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم كاملاً آگاه بودند.
برخى به خاطر پيشداورى در معنى «متشابه» و اين كه متشابه آن رشته حقايقى است كه درك آنها براى انسان ممكن نيست ناچار شده كه نظر دهند كه «الراسخون» از تأويل متشابه آگاهى ندارند.
در اين موقع در برابر اين سؤال قرار گرفته است كه هرگاه «راسخان» آگاهى از تأويل متشابه ندارند و تنها وظيفه آنان «ايمان» به صحت و استوارى آنها است، پس چرا به آنان «راسخان فى العلم» گفته شده است، بلكه شايسته بود كه اين گروه را «راسخان» در ايمان بنامد آنگاه در صدد پاسخ برآمده و مى گويد:
«عالم از نظر قرآن عبارت از مؤمن حقيقى، و منظور از جاهل، كافر و گنهكار است و راسخون در علم كسانى است كه ايمان آنها ثابت ومحكم باشد».
شكى نيست كه نجات و رستگارى از آن دانشمندان با ايمان و عاملان به