منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٩
٢. وجه اللّه
وجه در لغت عرب همان چهره و صورت است. ولى از آنجا كه سيماى انسان، مظهر رضا و غضب، و خشنودى وخشم انسان است و اگر انسان از چيزى خشنود شد، آثار آن در چهره او نمايان مى گردد و به آن رو مى آورد ويا اگر خشمگين شد از آن روى برمى تابد، از اين جهت، در لغت عرب، گاهى اين لفظ به عنوان كنايه از رضا و خشنودى به كار مى رود.
قرآن مجيد، در دعوت بر اين اصل مى فرمايد: انگيزه كار بايد تحصيل خشنودى خدا باشد و در اين باره از اين واژه كمك مى گيرد و مى فرمايد:
(ابتغاء وجه اللّه) ، (لوجه اللّه) ، (وجه ربّه الأعلى) ، (وجه اللّه) [١] از باب نمونه:
(...وَما تُنْفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ اللّهِ)(بقره/٢٧٢).
«بخشش نمى كنند مگر براى تحصيل رضاى خدا».
خاندان رسالت وقتى طعام شب خود را به مستمندان مى دادند مى گفتند:
(إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللّهِ لا نُِريدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَلا شُكُوراً) (انسان/٩).
«براى كسب رضاى خدا شما را اطعام مى كنيم واز شما پاداش و سپاسى نمى خواهيم».
٣. رضوان اللّه
سومين واژه اى كه قرآن در دعوت به اين اصل به كار مى برد، واژه
[١] در اين مورد به سوره بقره/٢٧٢; روم/٣٨ـ٣٩; انسان/٩; ليل/٢٠ مراجعه فرماييد.