منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٥
طايف تبعيد كرد.[١]
٤. «عبيد اللّه بن جحش» از سابقين در اسلام كه همراه برادران و خواهر خود زينب به «حبشه» مهاجرت كرد و در آن جا به آيين نصرانيت گراييد و مرد.[٢]
روشنتر از همه، جريان طلحه و زبير و معاويه با امام على عليه السَّلام است. طلحه و زبير از نخستين گروندگان به پيامبرند و از ياران آن حضرت بشمار مى روند.
شكى نيست كه هر سه نفر با امام على عليه السَّلام درافتادند و به نبرد خونين تن در دادند و قطعاً يكى از طرفين بر خطا و ضلال بود و طرف ديگر بر حق و هدايت، مع الوصف، چگونه مى توان گفت كه همه صحابه عادل و دادگر بوده و تا روز مرگ گردى بر دامن آنان ننشست؟
يادآور مى شويم كه برخى، موضوع اجتهاد را پيش كشيده و مى گويند: هر دو طرف در كار خود مجتهد بودند، هر چند يكى بر حق و ديگرى بر باطل بوده است و اجتهاد گاهى انسان را به حق و گاهى به باطل مى كشاند.
اين پوزش گر از يك نكته غفلت ورزيده است و آن اين كه اجتهاد فردى پذيرفته است كه در كار خود به كتاب و سنت تكيه كند و كوشش نمايد تا وظيفه خود را از اين راه تشخيص دهد. ولى اجتهادى كه در مقابل كتاب و سنت [٣] و در برابر تصريحات پيامبر قرار گيرد، كاملاً بى ارزش خواهد بود و اجتهاد اين گروه و مانند آنها از قبيل اجتهاد در مقابل نص و در برابر تصريح پيامبر بوده
[١] اسد الغابة:٢/٣٤.
[٢] اسد الغابة:٣/١٣١ در شرح حال «عبد اللّه بن جحش».
[٣] نصوص قرآنى وحديثى درباره على عليه السَّلام بيش از آن است كه در اين جا يادآور شويم.