منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٩
نيست، و هرگاه بر گفتار خود دليلى دارند آن را بياورند بلكه بهشت از آن كسى است كه با سراسر وجود خود تسليم خدا شده در حالى كه نيكوكار است و در پيشگاه خدا براى او اجر و پاداش است، و ترس و غصه اى به او راه ندارد».
جمله (مَنْ أَسْلَمَ) حاكى از لزوم ايمان واقعى وجمله (وَهُوَ مُحْسِنٌ) گواه بر لزوم عمل به آيين و شريعت است و هر دو جمله مى رساند كه در روز رستاخيز ملاك نجات، نام يهودى و نصرانى بودن نيست بلكه ملاك سعادت و خوشبختى همان ايمان و عمل صالح است.
در آيه ديگر باز به انديشه بى پايه آنان اشاره نموده و مى فرمايد:
آنان ملاك عمل و رستگارى را در انتساب به يهوديت و نصرانيت مى دانند هر چند با شرك و دوگانه پرستى آلوده شوند چنان كه مى فرمايد:
(...وَقالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى تَهْتَدُوا)(بقره/١٣٥).
«گفتند: باشيد يهودى و يا مسيحى تا هدايت يابيد».
خداوند براى بى پايه نشان دادن منطق سست آنان، فوراً راه هدايت و ملاك رستگارى را نشان مى دهد و مى فرمايد:
هدايت در نام هاى يهوديت و نصرانيت نيست، بلكه موجبات هدايت اين است كه از آيين حنيف ابراهيم كه به هيچ نوع شرك آلوده نبوده پيروى كنيد. چنان كه مى فرمايد:
(...قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنِيفاً وَما كانَ مِنَ الْمُشْرِكين) (بقره/١٣٥).
«بگو كه (به جاى انتساب به يهوديت و مسيحيت) از آيين ابراهيم پيروى كنيد كه از مشركان نبوده است».
و در آيه هاى ديگر براى بى ارزش ساختن گرايش بى محتوا به نام هاى