منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٦
مى فشارد، و ديگرى خواب مى بيند كه نان بر سرش حمل مى كند و پرندگان از آن مى خورند، سپس از او مى خواهند كه آنان را از تعبير خوابشان آگاه سازد.
يوسف پس از يك رشته تبليغات توحيدى به اولى مى گويد: به همين زودى آزاد مى شوى و ساقى شراب ملك خود مى گردى، آنگاه به دومى رو مى كند و مى گويد: توبه دار آويخته مى شوى و پرندگان سر تو را مى خورند.[١]
در اين آيات اين دو نوع واقعيت هاى خارجى(ساقى شدن، يا به دار آويخته شدن) تأويل خوانده شده و هيچ كدام، از مفاهيم ذهنى و از مقوله معانى نيست، بلكه يك رشته حقايق عينى و تكوينى است كه مى تواند صورت عينى خواب باشد، همچنان كه خواب را مى توان صورت ضعيف و تغيير يافته اين حقايق عينى دانست.
ج: تعبير خواب ملك
ملك مصر در خواب مى بيند كه هفت گاو لاغر، هفت گاو چاق را مى خورند و هفت خوشه سبز در كنار هفت خوشه خشكيده است. وقتى از يوسف خواسته شد كه خواب ملك را تعبير كند وى گفت:
«هفت سال با كوشش زراعت مى كنيد، و آنچه را درو كرديد مگر كمى كه مى خوريد، بقيه را در خوشه هاى خود بگذاريد،(و ذخيره نماييد) پس از آن، هفت سال سخت مى رسد، آنچه را كه شما ذخيره كرده ايد مى خوريد جز كمى كه براى بذر ذخيره مى نماييد.[٢]
[١] يوسف/٣٦ـ ٤٢.
[٢] يوسف/٤٣ـ ٤٨.