منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٣
اصولاً هرگز نبايد در تفسير قرآن يك آيه را گرفت و آن را مقياس حق و باطل قرار داد و از آيات ديگر صرف نظر كرد، آيات قرآن هر يك مفسر ديگرى و بيانگر يكديگر مى باشند. اميرمؤمنان درباره آيات قرآن جمله اى دارد كه لازم است همه علاقمندان به تفسير قرآن، از آن پيروى كنند آنجا كه مى فرمايد:
«وينطق بعضه ببعض، ويشهد بعضه على بعض».[١]
«هر كدام به وسيله ديگرى به سخن درآمده و مقصود خود را آشكار مى سازد و برخى بر برخى گواهى مى دهد».
ما وقتى در زمينه رسالت پيامبر به آيات ديگر مراجعه مى كنيم مى بينيم كه قرآن، آنگاه اهل كتاب را هدايت شده مى داند كه آنان، به آنچه كه مسلمانان ايمان آورده اند، ايمان بياورند، چنان كه مى فرمايد:
(فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اِهْتَدَوا...)(بقره/١٣٧).
«اگر اهل كتاب به مانند آنچه كه شما مسلمانان به آن ايمان آورديد، ايمان بياورند در اين صورت، هدايت يافته اند».
اكنون بايد ديد كه مسلمانان به چه چيز ايمان آورده اند و كتاب آسمانى آنان چه مى گويد تا يهود و نصارى نيز به آن ايمان بياورند.
آنان مى گويند: پيامبر اسلام، آخرين حلقه از سلسله پيامبران و خاتم آنان مى باشد، آنجا كه قرآن مى فرمايد:
(...وَلكِنْ رَسُولَ الّلهِ وَخاتَمَ النَّبِيِّينَ...)(احزاب/٤٠).
«پيام آور خدا و خاتم پيامبران است».
اين پيام آور خدا، با نظام وسيع و شريعت كاملى برانگيخته شده است و
[١] نهج البلاغه، خطبه شماره ١٩٢ طبع عبده.