منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٥
مرا براى شما بخوانند هر كس از شما (از مخالفت با دستورهاى من) بپرهيزد و راه صلاح (نه فساد) را پيشه خود سازد، براى او، ترس واندوهى نيست».
اگر ما در تفسير آيه، از «سياق» صرف نظر كنيم و خود آيه را بريده از ماقبل و مابعد آن ، در نظر بگيريم، مفاد آيه اين خواهد بود كه قرآن از آمدن پيامبرانى پس ازرسول گرامى گزارش داده و باب نبوت را مختوم و بسته ندانسته است در صورتى كه در آيه ديگر پيامبر صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم را «نبى خاتم» معرفى مى كند ويادآور مى شود كه باب نبوت به وسيله او، بسته شده تا ابد به روى بشر باز نخواهد بود، چنان كه مى فرمايد:
(مَا كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَد مِنْ رِجالِكُمْ وَلكِنْ رَسُولَاللّه وَخاتَمَ النَّبِيّينَ وَكانَ اللّهُ بِكُلِّ شَىء عَلِيماً) (احزاب/٤٠).
«محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست بلكه رسول خدا و خاتم پيامبران است، خدا به همه چيز عالم و دانا است».
ريشه يك چنين دو برداشت متناقض اين است كه در تفسير آيه نخست، از سياق آيات صرف نظر شده و آيه بريده از ماقبل و مابعد مورد تفسير قرار گرفته است در صورتى كه اگر به خود قرآن مراجعه شود، روشن مى گردد كه اين آيه جزئى از مجموع آيات بيست و شش گانه (آيات ١١ـ٣٦) سوره اعراف است كه همگى بيانگر حادثه اى است كه در آغاز آفرينش انسان رخ داده است، يعنى مربوط به زمان خلقت آدم و بيرون رفتن او از بهشت واستقرار وى با فرزندانش در روى زمين مى باشد.
در چنين موقع است كه خدا به فرزندان آدم خطاب مى كند و مى گويد: اى فرزندان آدم! اگر به سوى شما پيامبرانى بيايند هر كس پرهيزگارى را پيشه