منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٥
در دوران طاغوت، در يكى از شهرهاى جنوب، شهردار رياكارى بود، كه در جاى چمن هاى فلكه بزرگ شهر، گل كارى نكرده بود، اتفاقاً گزارش رسيد كه طاغوت وقت، عازم جنوب است و از آن نقطه عبور خواهد كرد، شهردار ريا كار يك روز پيش از ورود طاغوت، گل هايى را از گل فروشى ها خريد و بر زمين چمن نشاند تا لحظه اى توجه ارباب خود را جلب كند، آنگاه پس از دو روز گلها افسرده شد و چمن، آرايش دروغين خود را از دست داد. من پس از شنيدن اين جريان به ياد آيه اى افتادم كه عمل رياكار را به شكل عمل آن شهردار ريا كار توصيف مى كند و روشن مى سازد كه عمل رياكاران كاملاً بى عمق و بى ريشه است، در حالى كه كارهاى الهى كاملاً عميق و ريشه دار مى باشند و قرآن اين حقيقت را در ضمن مثلى بيان مى كند كه يك جهان نكته دارد آنجا كه مى فرمايد:
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالمَنِّ وَالأَذَى كَالَّذِى يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِوَلا يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَاليَومِ الآخِرِ فَمَثلهُ كَمَثلِ صَفْوان[١] عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابهُ وابِلٌ[٢] فَتَرَكهُ صَلداً[٣] لا يَقْدِرُونَ عَلى شَىء مِمّا كَسَبُوا وَاللّهُ لا يَهْدِى الْقَومَ الكافِرينَ) (بقره/٢٦٤).
«اى افراد با ايمان، بخشش هاى خود را با منت و آزار باطل نسازيد، مانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مى كند و به خدا و روز رستاخيز ايمان ندارد كار چنين افراد مانند قطعه سنگ صافى است كه بر آن قشر نازكى از خاك باشد و بذر را در آن بيفشانند و باران درشت بر آن برسد و همه خاك را بشويد
[١] صفوان، «سنگ صاف».
[٢] وابل: «باران درشت».
[٣] صلد: «سنگ براق».