منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٣
آشكار نگشته است اين چنين نيز پيشينيان تكذيب كردند بنگر چگونه بود سرانجام ستمگران».
آيه دوم براى آيات قرآن، تأويل و عاقبتى قائل مى شود و يادآور مى گردد كه واقعيت قرآن براى آنان معلوم نگشته است زيرا ظرف شهود چنين واقعيت، روز رستاخيز است نه اين جهان و در حقيقت جمله (بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يحيطُوا بِعِلْمِهِ وَلمّا يَأْتِهِمْ تَأْويُلهُ) همان معنى را مى دهد، كه جمله (هَلْ يَنْظُرونَ إِلاّ تِأْوِيلَهُ يَومَ يَأْتِى تَأْويلُهُ) در سوره قبل تفهيم مى كند.
و آيات هر دو سوره براى امور غيبى قرآن، تأويل وواقعيتى تكوينى ثابت مى كند، كه ظرف مشاهده آنها، فقط روزى است كه پرده و حجاب از برابر ديدگان انسان ها برطرف مى شود، چنان كه مى فرمايد:
(لَقَدْ كُنْتَ فِى غَفْلَة مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَومَ حَديدٌ) (ق/٢٢).
«تو از اين وضع (قيامت) كاملاً در غفلت بودى، ما پرده را از برابر ديدگان تو برافكنديم از اين جهت ديدگان تو امروز تيزبين است».
از بررسى مجموع آياتى كه تا اين جا مطرح گرديد، روشن شد كه واقعيت يك خواب (مانند خواب هايى كه يوسف تعبير كرد) يا هدف اصلى يك اقدام (مانند اقدام مصاحب موسى) يا انگيزه هاى يك سلسله دستوره (مانند لزوم رجوع به خدا يا پيامبر در موقع اختلاف) و يا رعايت عدالت در كيل و وزن، و يا مشاهده يك رشته امور پنهان از انسان در روز قيامت، همگى مصداق تأويل است و لفظ تأويل به معنى: م آل و پايان و عاقبت و سرانجام، بر همه اين موارد صدق مى كند، و واقعيت تأويل در اين آيات يك رشته امور تكوينى و عينى است و ارتباطى به عالم مفاهيم و امور ذهنى ندارند.